مجموعه آموزش ها و راهنمای استفاده از شبکه اطلاع رسانی طلا، سکه و ارز
هر یک از دو نوع روش معدنکاری روباز و زیرزمینی باوجود مزایا و برتریهایشان نسبت به دیگری، مشکلات و سختیهای خاص و بااهمیتی را نیز شامل میشوند. این مشکلات میتواند از یکسو سلامت و بعضاً جان کارگران معدن را به خطر بیندازد و از سوی دیگر ممکن است در نقش یک مخرب و آلاینده محیطزیست عمل کند. بهعنوان نمونه برخی از مشکلات در معدن کاری به روش زیرزمینی به شرح زیر است:
الف) حالت ارتعاش: فعالیت در عمق زمین و احتمال وقوع زمینلرزههای مکرر، خطرات زیادی را برای نیروی کار و تجهیزات موجود در محل در بر خواهد داشت.
ب) دمای محیط: هر چه در عمق زمین پایینتر میرویم دما افزایش مییابد. معادن زیرزمینی اغلب از سیستمهای خنککننده ۶۵ مگاواتی برای پایین آوردن دمای محیط استفاده میکنند. در نبود این سیستمهای سرمایشی، دمای محیط به بالای ۱۲۲ درجه فارنهایت نیز خواهد رسید.
ج) وجود گازها: معدن کاران زیرزمینی همواره با خطرات ناشی از گازهای مضر و خطرناکی چون دیاکسید کربن (CO2) و متان (CH4) که از مصرف زغالسنگ در آن معادن ایجاد میشوند روبرو هستند.
مشکلات و سختیهای معادن روباز با معادن زیرزمینی متفاوت است و ریسکهای برشمرده در خصوص معادن زیرزمینی، در معادن روباز چندان وجود ندارد؛ اما موضوع مهم در معادن روباز، موضوع عملیات اجرایی حمل برداشتهای معدنی و خروج نخالهها از محل است.
ریسک دیگری که هر دو معدن با آن مواجهاند و پیشتر به آن پرداخته نشد ریسک محیطزیست است. طی چند سال اخیر نهادها و سازمانهای مختلفی برای رسیدگی به موضوع زیستمحیطی معادن تشکیلشده و فعالیت میکنند. از معروفترین این سازمانها میتوان به نهادهای «طلای کثیف ممنوع» و «انجمنهای معدنکاری مسئولانه» اشاره کرد. سازمان «طلای کثیف ممنوع» معتقد است «معدن کاری طلا یکی از آلایندهترین فعالیتهای تجاری جهان است و تولید یک حلقه طلا حدود ۲۰ تن زباله معدنی را موجب میشود.»
موضوعاتی چون میزان زبالههای معدنی که میبایست امحا شود، اثرات این آلایندهها بر محیط پیرامون زندگی انسانها و اثرات شیمیایی مواد سمی چون سیانید، همگی مباحثی است که آتش انتقاد بر فعالیتهای معدنی طلا را کرده است. البته شرکتهای معدنی طلا از اهمیت مباحث زیستمحیطی چندان هم غافل نبوده و به نسبت، اقدامات مفیدی در این خصوص به انجام رسانیدهاند. بهعنوانمثال برخی از شرکتهای برنامه استفاده از انرژی تجدید پذیر بادی را برای فعالیتهای معدنی داشته که این خود باعث کاهش تولید دیاکسید کربن و متان خواهد شد. برخی دیگر نیز از لولههای کندانسور برای خنک کردن معدن زیرزمینی استفاده میکنند. شعار شرکت آنگلوگولد آشانتی این است که:
«استفاده بهینه و مدیریت سیانید، آب و انرژی به همراه توانمندسازی زمینهای تخریبشده بهواسطه فعالیت معدنی و جلوگیری از آلودگی محیطزیست»
برای اینکه از عیار طلای آب شده و درستی محاسبۀ تبدیل عیار مطمئن شوند، قطعه کوچکی از آن را (کمتر از نیم گرم) با قیچی دستهبلندی میبُرند و به «ریگیری» میدهند تا روی قطعه آزمایشهایی انجام دهد و عیار را اعلام کند. در واقع ریگیری ها، آزمایشگاه های عیارسنجی طلا هستند.
ریگیری، این قطعه را در پاکتی میگذارد و رسید را از آن پاکت جدا میکند و به شما تحویل میدهد. همچنین شماره رسیدی که روی پاکت و قبض ریگیری ثبت شده را بر روی آبشده درج میکند و انگ میزند. اگر از شما خواستند «انگ آبشده را بخوان» باید همان شمارهای که روی آبشده درج شده را بخوانید؛ علاوه بر انگ، نام ریگیری نیز روی آبشده کوبیده میشود.
پسازاینکه سنگ طلا از معادن استخراج شد در محل و قبل از انتقال از معدن، آن را به «قطعات ناخالص طلا- نقره» تبدیل میکنند. این نوع قطعات ازلحاظ کیفیت بسیار متفاوتاند. خلوص آنها گاه از ۵۰ درصد تا بالای ۹۰ درصد تغییر میکند. این قطعات در این مقطع به تصفیه و پالایش نیاز دارند. کارخانجات تصفیه و پالایش متعددی در سطح جهان وجود دارد اما تنها ۵۸ کارخانه مورد تأیید انجمن بازار شمش لندن (LBMA) میباشند.
کارخانه پالایش رند که در آفریقای جنوبی قرار دارد بزرگترین کارخانه تصفیه و پالایش در جهان است. در این کارخانه برای رساندن طلا به خلوص ۹۹/۹۹ درصد، مواد معدنی را به واحد آند و مخازن الکترولیتی منتقل میکنند و پس از فرایند ریختهگری، عمل خالصسازی و تصفیه به انجام میرسد. البته بسته به محل جغرافیایی مشتریان طلا و آداب و سنن مردم آن مناطق، درصد خلوص و اندازه قطعات شمش طلا بسیار متفاوت است. بهعنوانمثال در هند، طلا با خلوص حداقل ۵/۹۹ درصد و در قطعات ۱۰۰ و ۱۰۰۰ گرمی و در چین و تایوان طلا با خلوص ۹۹/۹۹ درصد و در اندازههای ۵ و ۱۰ تیلی مطلوب تلقی میشود.
حدود نیمی از تقاضای کل طلا در هرسال به صنعت جواهرسازی تعلق دارد که طرف تقاضای آن عموماً اشخاص حقیقی هستند. در دوران رونق اقتصادی، تقاضای کالاهایی نظیر طلا که جنبه احتیاطی دارند افزایش مییابد که این افزایش تقاضا، رشد قیمت طلا را موجب خواهد شد. البته برآورد میزان این تقاضا، کاری بسیار دشوار است. از سوی دیگر سرمایهگذاران انفرادی از طریق افتتاح سپردههای طلا نزد بانکها و همچنین خرید شمش و سکه نیز میتوانند در طلا سرمایهگذاری نمایند. در سال ۲۰۱۵ تقاضای بخش جواهرات ۹/۲۴۱۴ تن بود که این میزان بیش از ۵۷ درصد کل تقاضای طلای آن سال را در برمیگیرد. از طرفی تقاضای سرمایهگذاران انفرادی شامل شمش و سکه طلا جمعاً ۶/۱۰۱۱ تن یعنی ۲۴ درصد کل تقاضای سال ۲۰۱۵ را شامل میشود. این عدد نشاندهنده اهمیت نسبی سرمایهگذاران انفرادی در بازار طلا و تحلیل الگوی رفتاری این گروه از فعالان بازار طلا میباشد.
تولیدکنندگان طلا نیز نقشی اساسی در بازار این فلز گرانبها دارند که توضیحات بیشتر در خصوص این گروه در فصل سوم ارائهشده است. بهطورکلی اگر قیمت طلا بالا باشد صنعت استخراج طلا توسعهیافته و فعالیتهای معدنکاری افزایش مییابد که نتیجه این رویدادها افزایش عرضه طلا خواهد بود. عکس این موضوع نیز صادق است. با کاهش قیمت طلا در بازار ممکن است شرکتهای تولیدکننده به این نتیجه برسند که با توجه به سطح قیمتها، تولید طلا صرفه اقتصادی نداشته و بنابراین تصمیم به محدود کردن فرآیند تولید نمایند. این تصمیم نیز به کاهش عرضه منتج میشود که خود اثری مثبت بر قیمت طلا در بازار خواهد داشت. این گروه از فعالان بازار طلا طی چند سال گذشته در این بازار نسبتاً باثبات عمل کردهاند و تأثیر قیمتی آنجا همواره مثبت بوده است.
در سال ۱۹۹۹ که بانکهای مرکزی اروپایی فروش طلا را با محدودیت مواجه کردند تولیدکنندگان بزرگ طلا در جهان تغییر سیاست داده و از ریسک گریزی خود کاستند و در صنعت و بازار طلا ریسکپذیرتر عمل نمودند چراکه این محدودیتهای فروش طلا توسط بانکهای مرکزی حداقل اثری که داشت اطمینان نسبی برافزایشی بودن قیمت طلا در آینده بود. بسیاری از صاحبنظران معتقدند تولیدکنندگان طلا در آینده نیز در سطح بالایی فعالیت خواهند کرد و نقش مهم و اثرگذار خود را حفظ خواهند نمود. به هر ترتیب این گروه از بازیگران ازجمله شفافترین گروهها بوده و تصمیمات آنها تا حد مطلوبی افشا میگردد؛ زیرا اکثر این شرکتها سهامی عام بوده و الزامات افشای اطلاعات برای عموم در مورد آنها اعمال میگردد.
شواهد بسیاری وجود دارد که شمش طلا در قرن ۱۷ میلادی در لندن معامله و دادوستد میشده است. اعضای اصلی این بازار در آن زمان خانوادههای موکاتا و گولدز مید بودند. با معرفی سیستم نقره مرجع در سال ۱۸۹۷ و طلای مرجع در سال ۱۹۱۹، این بازار ساختار واقعیتری به خود گرفته و به سازمان LBMA فعلی نزدیک شد. رشد فزاینده قیمت طلا و نقره ناشی از تنشهای سیاسی و اقتصادی در اوایل دهه ۱۹۸۰ موجب توجهات بیشتر به بازار طلا از سوی سرمایهگذاران شد. افزایش تعداد فعالان این بازار از یکسو و تصویب قانون خدمات مالی در سال ۱۹۸۶ از سوی دیگر نهایتاً به تشکیل نهاد LBMA منتج گردید.
یکی از وظایف اصلی LBMA بهطورکلی انتشار فهرست مشخصههای طلای مرغوب است. ازنظر LBMA طلای مرغوب به شمشی اطلاق میشود که عیار آن ۹۹۵، وزن آن ۴۰۰ اونس و بر روی آن مهر شرکت ذوب کننده و پالاینده قابلمشاهده باشد؛ اما مهمترین وظیفه LBMA در مورد طلا، تعیین قیمت مرجع است. این قیمت برای کلیه تاجران طلا بهعنوان یک مرجع قیمتی تلقی میشود. بااینکه معاملات بین خریداران و فروشندگان باقیمتهای متفاوتی صورت میگیرد اما درنهایت تسویه این معاملات بر مبنای قیمت مرجع صورت میگیرد.
فرایند تعیین قیمت مرجع طلا در LBMA بدینصورت است که نمایندگان ۵ خانه شمش لندن که تجار بزرگ بازار طلا هستند دو بار در روز در ساعت ۱۰:۳۰ صبح و ۱۵:۳۰ در ساختمان تاریخی روتسچایلد دورهم جمع میشوند. سپس این اعضا سفارشهای موردنظر خود اعلام و رئیس این کمیته با نزدیک کردن قیمتهای اعلامشده و توافق بین ۵ عضو، قیمت مرجع را تعیین و اعلام مینماید. بعد از اعلام قیمت مرجع، اعضای ۵ گانه مذکور قیمت تعیینشده را به نهادهای واسطهای یا کارگزاریهای خود و ایشان نیز به مشتریان خود اعلام میکنند. اگر تقاضای خرید مشتریان از میزان فروش آنها پیشی بگیرد قیمت طلا افزایش و اگر عرضه از تقاضا بیشتر باشد قیمت طلا کاهش خواهد یافت.
طلا در طول تاریخ همواره مهمترین فلز گرانبها بوده و بهکرات بهعنوان پول، وظیفه دادوستد و نگهداری ارزش را ایفا نموده است. طلا کمیاب است ولی میتوان آن را در سطح زمین نیز پیدا نمود، حل نمیشود و مهمتر از همه آنکه مصرف نمیشود و از بین نمیرود. این بدین معناست که طلایی که از ابتدای تاریخ تاکنون استخراجشده در حال حاضر کمابیش وجود دارد. طلا ازلحاظ ظاهری جذاب بوده و بهراحتی میتوان خلوص آن را تعیین نمود. ترکیب ویژگی های برشمرده را نمیتوان در هر فلز گرانبهایی یافت. این ویژگیهای منحصربهفرد طلا باعث شده که درگذشته بهعنوان یک واحد پول مرد استفاده قرار گیرد و به شکل سکه در دادوستد میان مردم به کار گرفته شود. در ادامه اتفاقات مهمی که در طول تاریخ بر این فلز گرانبها رفته است بیان میشود:
۵۰۰۰ سال قبل از میلاد
طلا برای اولین بار استخراج شد.
۳۹۰۰ سال قبل از میلاد
طلا توسط مصریان ذوب شد.
۲۰۰۰ سال قبل از میلاد
طلا بهصورت خالص تولید شد و این صنعت در مناطق آناتولی و شبهجزیره عربستان نیز گسترش یافت.
۱۲۰۰ سال قبل از میلاد
مصریان باستان با تبدیل طلا به اشکال مختلفی چون ورق، به قابلیتهای جدیدی دست پیدا کردند. آنها همچنین از یکسو به تکنیک موم کاری فائق آمدند و از سوی دیگر توانستند با ترکیب طلا با سایر فلزات، آلیاژهای رنگی طلا را تولید کنند و حتی روش لاست واکس را که در حال حاضر نیز در صنعت جواهرسازی به کار میرود کشف نمایند.
۳۰۰ تا ۶۰۰ سال قبل از میلاد
۶۰۰ سال قبل از میلاد، اولین استفاده از طلا در دندانپزشکی در سرزمین اتروسکان (ایتالیای فعلی) انجام شد. ۳۶ سال بعد اولین ارز بینالمللی عصر باستان به دستور کرزوس پادشاه لیدی از طلا ضرب شد و این سکه کروسید نامگذاری گردید. ۶۰ سال پسازآن در زمان در زمان حکومت هخامنشیان، طلاسازان با ساخت ریتون ها و دیگر اشیاء نظیر گنجینه آمودریا، خود را به جهان معرفی نمودند. ۳۰۰ سال قبل از میلاد مسیح رومیها با تکنیکی خاص از طلا رنگ ساختند و جام معروف لیکورگوس را به وجود آوردند.
۵۰۰ سال قبل از میلاد
روم باستان که در آن زمان مهمترین تولیدکننده طلا قلمداد میشد به ضرب سکههای اورئوس اقدام نمود. ژولیوس سزار حقوق سربازان خود را با این سکهها پرداخت میکرد.
قرونوسطی
دوران سلطه امپراتوری روم بر طلا بود. این دوران به دلیل عدم ثبات سیاسی امپراتوری روم؛ عصر مطلوبی برای صنعت طلا به شمار نمیرود. در همین عصر بود که اپراتوری عثمانی معادن طلا در تملک رومیان را تسخیر کرد.
سالهای ۱۰۰۰ تا ۱۶۰۰ میلادی
تولید طلا برای مدتزمان طولانی کنار گذاشتهشده بود. در سال ۱۰۶۶ دولت بریتانیا سه پول فلزی با عناوین پوند، شیلینگ و پنس را که از نقره ساخته میشد ضرب نمود. در سال ۱۲۸۴ ونیز شاهد ضرب سکه طلایی به نام دوکات بود که برای قریب ۵۰۰ سال معروفترین سکه محسوب میشد. در دهه ۱۳۰۰ میلادی اولین سامانه حکاکی بر روی طلا بهمنظور استانداردسازی تجارت، در لندن پایهگذاری شد. در اواخر سال ۱۳۷۷ بریتانیا اولین سکه طلای خود را با عنوان فلورین معرفی کرد. در همان زمان سیستم پولی جدید این کشور که بر پایه طلا و نقره استوار بود آغاز به کارکرد. در سال ۱۵۱۱ میلادی فردیناند پادشاه اسپانیا بهمنظور به دست آوردن طلا، دستور اعزام گسترده نیرو به قاره آمریکا را صادر کرد. این هجوم بهقدری عظیم بود که باعث نابودی تمدنهای آزتک و اینکا گردید.
قرون ۱۷ و ۱۸ میلادی
در سال ۱۷۰۰ بریتانیای کبیر کلیه پولهای پیشین خود را بیاعتبار اعلام نمود و سکه جدیدی که مخلوط طلا و نقره به نسبت ۱۶ به ۱ بود را معرفی کرد و قیمت طلای این سکهها را ۸۴ شیلینگ و ۵/۱۱ پنس برای هر اونس تثبیت کرد. قیمتی که برای ۲۰۰ سال بهعنوان مبنا باقی ماند. در دهه نخست قرن هجدهم معدن کاری طلا در روسیه از سر گرفته شد. در سال ۱۷۱۷ اسحاق نیوتن قیمت رسمی طلا را ۲۵/۴ پوند انگلیس تعیین کرد. اینیکی از تلاشهای متعدد در جهت تعیین و تثبیت قیمت طلا در آن دوران بود. در سال ۱۷۸۸ آمریکا سکهای را که مخلوطی از طلا و نقره بود بر اساس قانون مسکوکات خود ضرب کرد. در سال ۱۷۹۹ و در ایالت کارولینای شمالی معادن طلای مهمی کشف شد.
سالهای ۱۸۰۰ تا ۱۹۱۳
در سال ۱۸۰۴ با کشف طلا در ایالت کالیفرنیای آمریکا، بزرگترین هجوم طلا در این دوران به وقع پیوست. در سال ۱۸۸۵ کشف و جستجوی طلا در آفریقای جنوبی آغاز شد.
تاریخ دقیق آغاز به کار سیستم استاندارد طلا نامشخص است اما برخی بررسیها، دهه ۱۸۸۰ را نشانه گرفتهاند. سه ویژگی اصلی این سیستم عبارتاند از اینکه اولاً نرخ تبدیل ارز کشورهایی که این سیستم را پذیرفتهاند ثابت قرار داده شد. ثانیاً این کشورهای ملزم بودند پول خود را با ذخایر طلا حمایت کنند و سوم اینکه طلا بهعنوان یک ابزار خودکار در جهت بهکارگیری سیاست تعدیل اقتصادی به شمار میرفت. در این سیستم، طلا بهنوعی واحد پول بینالمللی شده بود و واحدهای پولی با اونس طلا سنجیده میشدند و این رویه نرخهای تبدیل ارز بین کشورها را تثبیت کرده بود. پوند انگلستان بهعنوان واحد پول اصلی در سیستم استاندارد طلا شناخته میشد و هر اونس طلا با ۲۴۷۴/۴ پوند انگلستان برابری میکرد. سیستم استاندارد طلا تا آغاز جنگ جهانی اول ادامه یافت؛ زیرا در دوران جنگ احتیاج زیادی به چاپ و انتشار پول احساس میشد و این باعث شد اعتماد عمومی نسبت به واحدهای پولی بهصورت محسوسی تقلیل یابد. در پایان جنگ جهانی اول سیستم استاندارد طلا که قدرت پولی آن زمان تلقی میشد متوقف و این اثرگذاری و قدرت به کشور آمریکا و مشخصاً شهر نیویورک منتقل گردید.
سالهای ۱۹۱۴ تا ۱۹۴۳
سالهای بین دو جنگ جهانی با رکود بزرگ اقتصادی دهه ۱۹۳۰ همراه بود. بین سالهای ۱۹۲۰ تا ۱۹۳۰ پوند انگلستان تضعیفشده بود و بازسازی خسارات جنگ جهانی اول بسیار مشکل مینمود. در دهه ۱۹۳۰ ایالاتمتحده بار دیگر سیستم استاندارد طلا را کنار گذاشت. سیستمی که این کشور در سال ۱۹۱۹ مجدداً به آن روی آورده بود. در دوران بحران اقتصادی دهه ۳۰، ایالاتمتحده سیاست اقتصادی حمایت گرایی و انزوا گرایی را در پیش گرفت. در سال ۱۹۳۴ ارزش طلا ۳۵ دلار به ازای هر اونس تثبیت گردید. پس از سال ۱۹۳۴، دلار آمریکا در مقابل سایر ارزهای مهم بینالمللی قدرت بیشتری را به خود گرفت. بعد از جنگ جهانی دوم، سرمایهگذاران بیشتر راغب بودند تا معاملات و مراودات خود را بر مبنای دلار آمریکا انجام دهند. این همان دورانی بود که ذخایر طلای کشورهای اروپایی به میزان بسیار زیادی بهسوی ایالاتمتحده گسیل شد. با این تغییراتی که در سیستم پولی در جهان رخداده بود، تجارت بینالمللی نیاز به یک سیستم ارزی جدید و روزآمد را بیشتر حس میکرد. درنتیجه در سال ۱۹۴۴ میلادی، ۴۴ کشور دنیا در اجلاس برتون وودز که در نیوهمشایر آمریکا برگزار شد یک سیستم جدید ارزی بینالمللی که پاسخگوی نیازهای تجارت بینالملل آن زمان بود را بنیان نهادند. تأسیس صندوق بینالمللی پول (IMF) از نتایج همین اجلاس بوده است.
سالهای ۱۹۴۴ تا ۱۹۷۲
در سال ۱۹۶۰ نخستین میکروچیپ که از طلا نیز در ساخت آن استفادهشده بود توسط شرکت بل ساخته شد. در سال ۱۹۶۱ برای اولین بار از طلا در ساخت تجهیزات فضانوردی استفاده شد.
اغلب عصر برتون وودز را عصر طلایی ثبات نرخهای ارز و رشد سریع اقتصادی میدانند. برتون وودز یک سیستم ارزی ثابت ولی قابل تعدیل بود و بنا داشت که هم زمان از مزیتهای دو سیستم طلای استاندارد و سیستم ارز شناور بهره ببرد. سیستم طلای استاندارد بر ثبات نرخ ارز و تبعیت از سیاستهای پولی و مالی باهدف تثبیت تبادلات تجاری بین کشورها را بدون هیچ محدودیتی موردپذیرش قرار میداد. سیستم برتون وودز نیز به نرخ برابری ثابت ارز معتقد بود اما درعینحال، تغییرات و اتفاقات عمده سیاسی و اقتصادی را که بر این تعادل مؤثر بود در نظر میگرفت. در این نظام، دلار برحسب طلا و تمام پولهای دیگر برحسب دلار تبیین میشد. آمریکا ارزش دلار را برابر یک سی و پنجم اونس طلا تعیین کرد و آمادگی تبدیل هر میزان دلار به طلا را بدون هیچ محدودیتی در نرخ تعیینشده اعلام نمود. در آن دوران به دلیل مازاد تقاضای طلا، قیمت آن رشد کرد و در مقابل دلار به ۵/۴۲ رسید. در ۱۵ آگوست ۱۹۷۱ پرزیدنت نیکسون قابلیت تبدیل دلار به طلا را ممنوع کرد. این آغاز دوران کنار گذاشتن نظام برتون وودز و حرکت به سمت نظام شناوری کامل ارز بود. سیستم برتون وودز به پایان خود نزدیک شده بود چراکه کشورهای صنعتی، نوسانات واحد پولیشان در مقابل دلار را آزاد گذاشته بودند.
سالهای ۱۹۷۳ تا ۱۹۹۶
در سال ۱۹۸۵ از طلا برای درمان بیماری روماتیسم استفاده شد.
سیستم پولی برتون وودز بهطورکلی نوسانات قیمتی طلا را کنترل میکرد. رکود اقتصادی که در ابتدای دهه ۱۹۷۰ اقتصادهای بزرگ را تحت تأثیر قرار داده بود موجب رشد قیمت طلا شد. به ط.ری که در آغاز دهه ۱۹۸۰ هر اونس طلا با ۶۰۰ دلار آمریکا برابری میکرد و این یعنی رشد ۱۵۰۰ درصدی نسبت به ابتدای دهه ۱۹۷۰ و اگر این قیمت را بر پایه نرخ تورم آن زمان تعدیل کنیم قیمت آن به ۸۷۰ دلار میرسد که در طول تاریخ طلا، عددی دستنیافتنی مینماید. صاحبنظران علت این رشد قیمت طلا را رکود همراه با تورم و نیز جنگ در خاورمیانه برشمردند. بین سالهای ۱۹۷۲ و ۱۹۸۰ بسیاری از سرمایهگذاران، طلا را بهعنوان مأمن سرمایهگذاری در مقابل تورمهای افسارگسیخته برگزیدند و درنتیجه به دلیل وجود مازاد تقاضا، قیمت طلا به شکل بااهمیتی رشد یافت. از طرفی با افزایش قیمت نفت، درآمد کشورهای عربی نیز رشد کرد که این خود طرف تقاضای طلا را سنگینتر نمود. در اواسط دهه ۷۰ قراردادهای آتی طلا بهعنوان ابزار جدید سرمایهگذاری، جهت پوشش ریسک نوسانات غیرعادی قیمت طلا در بازارهای جهانی معرفی شد و سرمایهگذاران با توجه بهپیشبینیهای خود نسبت به صعودی یا نزولی بودن قیمتها در آیندهای نزدیک، وارد بازار آتی طلا میشدند. وجود مازاد عرضه در دهه ۱۹۸۵ باعث کاهش ۵۰ درصدی در قیمت طلا شد و نتیجتاً قیمت آن به ۳۰۰ دلار تنزل یافت.
سالهای ۱۹۹۷ تا ۲۰۱۰
در سال ۲۰۰۱ از طلا در جراحی قلب استفاده گردید و در سال ۲۰۰۳ کشور چین نیز استاندارد بینالمللی طلا را پذیرفت. در سال ۱۹۹۷ دولت ایالاتمتحده نگهداری طلا در حسابهای بازنشستگی را مجاز کرد و صندوقهای بازنشستگی اجازه یافتند در پرتفوی اختصاصی خود از طلا نیز استفاده نمایند. از سوی دیگر در سال ۱۹۹۹ پانزده بانک مرکزی بزرگ جهان طی موافقتنامهای موسوم به EcbGa توافق کردند تا فروش طلای خود را محدود نمایند. تأثیر این دو رویداد به معرفی ابزارهای متنوع سرمایهگذاری در طلا و پررنگ شدن نقش طلا بهعنوان وسیلهای برای ذخیره و حفظ ارزش پول منتج گردید و درنتیجه، موج صعودی قیمتهای طلا در اوایل دهه ۲۰۰۰ میلادی آغاز شد. در اواسط دهه ۲۰۰۰ میلادی بحران مالی ناشی از اعطای وامهای مسکن در آمریکا سر برآورد و این بحران به اتحادیه اروپا و آسیا نیز رسید. سقوط بورسهای کشورهای مختلف جهان و عدم چشمانداز و امید به رونق اقتصادی، موجب سیل خروشان سرمایهها به سمت طلا شد بهطوریکه قیمت طلا در این دهه از ۲۸۸ دلار در سال ۲۰۰۰ به ۱۴۲۰ دلار در سال ۲۰۱۰ صعود کرد.
سالهای ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲
در این دوران، طلا برای بانکهای مرکزی و همچنین برای سرمایهگذاران انفرادی بهعنوان یک گزینه بسیار مهم جهت امنیت سرمایهگذاری شناخته شد. بانکهای مرکزی آسیایی نیز که سبد سرمایهگذاریشان را بسیار متأثر از دلار میدیدند نیاز تنوع بخشیدن به پرتفوی خود را حس کردند و برای تحقق این امر گزینهای بهتر از طلا برای آنها وجود نداشت. طلا در سال ۲۰۱۱ پر نوسانترین سال خود را تجربه نمود. بهطوریکه در این سال طلا رکوردهای تاریخی خود را یکی پس از دیگری فتح کرد و در نیمه دوم سال ۲۰۱۱ به بالاترین قیمت تاریخی خود یعنی بیش از ۱۹۰۰ دلار رسید. این فلز در سال ۲۰۱۱ قیمت ۱۳۱۵ دلار به ازای هر اونس را نیز تجربه کرد که نوسان بیسابقه ۶۰۷ دلاری را در یک سال نشان میداد. به دلیل سیاستهای اتخاذشده محرک اقتصادی از سوی بانکهای مرکزی بزرگ جهان در سال ۲۰۱۲، طلا برای دوازدهمین سال متوالی با رشد قیمت روبهرو گردید و در این سال هفت درصد افزایش یافت. بهرغم رشد بهای طلا، این سال برای کسانی که قیمت طلا را در سطح ۲۰۰۰ دلار پیشبینی کرده بودند سالی مأیوسکننده محسوب میشد.
سالهای ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۵
سال ۲۰۱۳ سالی کابوس وار برای طلا بود. آمار بهبود اوضاع اقتصادی ایالاتمتحده و درنتیجه تقویت دلار آمریکا، دلیل اصلی کاهش تقاضای طلا بود. در این سال قیمتهای طلا از ۱۶۷۰ دلار در ابتدای سال به محدوده ۱۲۰۰ دلار تنزیل یافت یعنی بیش از ۲۸ درصد افت قیمت در یک سال. این کاهشهای چشمگیر، نگرانیها را در خصوص احتمال توقف پروژههای معدنی به دلیل فقدان صرفه اقتصادی تشدید کرد. در سال ۲۰۱۳ کاهش رشد اقتصادی دو کشور مهم مصرفکننده طلا یعنی چین و هند نیز روند نزولی طلا را تقویت کرد. در دو سال ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵ طلا با یکروند نزولی البته نه با شیب تندی که در سال ۲۰۱۳ تجربه کرده بود مواجه شد. در ابتدای سال ۲۰۱۴ قیمت هر اونس طلا در نرخ ۱۲۰۰ دلار معامله میشد و طی این دو سال با نوسانات نزولی و بعضاً صعودی همراه بود بهطوریکه در مارس ۲۰۱۴ نرخ طلا حتی قیمت ۱۳۹۲ دلار را نیز به خود دید. سقوط دودرصدی قیمت طلا در سال ۲۰۱۴ و حدود ۱۰ درصدی در سال ۲۰۱۵ که ناشی از چشمانداز افزایش نرخ بهره در آمریکا و تقویت دلار در مقابل سایر ارزهای مهم جهان بود باعث شد طلا سومین سال متوالی سقوط قیمت را تجربه کند. طلا در سال ۲۰۱۵ بارها به مرز قیمتی ۱۰۰۰ دلار نزدیک شد ولی در پایان این سال باقیمت ۱۰۵۹ دلار برای هر اونس به کار خود پایان داد.
در سال ۱۸۵۰ لندن بهعنوان قطب اصلی معاملات طلا در جهان تلقی میشد و شرکتهای معدنی کالیفرنیا، آفریقای جنوبی و استرالیا طلای استخراجیشان را برای پالایش و فروش به این شهر ارسال میکردند. این شرکتها از خانههای شمش لندن درخواست میکردند که حسابی مستقل و مجزا برای آنها معرفی تا عملیات و معاملاتشان از طریق این حسابها صورت گیرد. به این حسابها Loco London میگفتند. هماکنون از حسابهای مذکور جهت تسویه دادوستد بین مشتریان و معامله گران و همچنین سایر معاملات بازار استفاده میشود. مانده بستانکار حساب Loco London به معنای طلب طلای آن عضو از خانههای شمش است دقیقاً مانند مانده بستانکار یک حساب بانکی، شرکت تسویه فلزات گرانبهای لندن LPMCL که توسط شش بازار گردان بزرگ جهان تشکیلشده است وظیفه نگهداری و تسویه معاملات بین اعضا و همچنین بین اعضا و مشتریان را به عهده دارد. مشتریان درخواستهای خود جهت افتتاح حساب Loco London را به این شرکت اعلام میکنند. LPMCL هم آمادگی تسویه فیزیکی معاملات را دارد و هم میتواند بهصورت نقدی عمل نماید.
برتون وودز یک سیستم ارزی ثابت ولی قابل تعدیل بود و بنا داشت که هم زمان از مزیتهای دو سیستم طلای استاندارد و سیستم ارز شناور بهره ببرد. سیستم طلای استاندارد بر ثبات نرخ ارز و تبعیت از سیاستهای پولی و مالی باهدف تثبیت تبادلات تجاری بین کشورها را بدون هیچ محدودیتی موردپذیرش قرار میداد. سیستم برتون وودز نیز به نرخ برابری ثابت ارز معتقد بود اما درعینحال، تغییرات و اتفاقات عمده سیاسی و اقتصادی را که بر این تعادل مؤثر بود در نظر میگرفت. در این نظام، دلار برحسب طلا و تمام پولهای دیگر برحسب دلار تبیین میشد. آمریکا ارزش دلار را برابر یک سی و پنجم اونس طلا تعیین کرد و آمادگی تبدیل هر میزان دلار به طلا را بدون هیچ محدودیتی در نرخ تعیینشده اعلام نمود. در آن دوران به دلیل مازاد تقاضای طلا، قیمت آن رشد کرد و در مقابل دلار به ۵/۴۲ رسید. در ۱۵ آگوست ۱۹۷۱ پرزیدنت نیکسون قابلیت تبدیل دلار به طلا را ممنوع کرد. این آغاز دوران کنار گذاشتن نظام برتون وودز و حرکت به سمت نظام شناوری کامل ارز بود. سیستم برتون وودز به پایان خود نزدیک شده بود چراکه کشورهای صنعتی، نوسانات واحد پولیشان در مقابل دلار را آزاد گذاشته بودند.
سیستم پولی برتون وودز بهطورکلی نوسانات قیمتی طلارا کنترل میکرد. رکود اقتصادی که در ابتدای دهه ۱۹۷۰ اقتصادهای بزرگ را تحت تأثیر قرار داده بود موجب رشد قیمت طلا شد. به ط.ری که در آغاز دهه ۱۹۸۰ هر اونس طلا با ۶۰۰ دلار آمریکا برابری میکرد و این یعنی رشد ۱۵۰۰ درصدی نسبت به ابتدای دهه ۱۹۷۰ و اگر این قیمت را بر پایه نرخ تورم آن زمان تعدیل کنیم قیمت آن به ۸۷۰ دلار میرسد که در طول تاریخ طلا، عددی دستنیافتنی مینماید. صاحبنظران علت این رشد قیمت طلا را رکود همراه با تورم و نیز جنگ در خاورمیانه برشمردند.
اگرچه بیشتر اقتصادهای جهان استفاده از سازوکار استاندارد رسمی طلارا کنار گذاشتهاند اما همچنان طلا را بهعنوان یک دارایی ذخیرهای بهطور مستقیم و یا از طریق سرمایهگذاری در ارزهایی مثل دلار و یورو بهطور غیرمستقیم نگهداری میکنند. استاندارد طلا میتواند معانی مختلفی داشته باشد اما اغلب به پولی اشاره میشود که بهواسطه شمش طلا پشتیبانی میشود. این بدین معناست که مرجع پولی مرکزی یک کشور مثل دولت و یا بانکهای مرکزی مثل فدرال رزرو تنها تا آن میزان پول منتشر میکند که کاملاً توسط شمش طلای در اختیار آن نهاد پشتیبانی میشود. در یک سیستم استاندارد طلا، پول در گردش کموبیش نسبت به مقدار معینی شمش طلا تثبیتشده است. به لحاظ نظری افزایش ارزش پول در این سیستم مشکلتر است و بهاینترتیب ارزش پول، ماندگاری بیشتری دارد. همچنین استاندارد طلا بنا دارد اعتماد به پول و نظام پولی یک اقتصاد را افزایش دهد زیرا مردم با علم به اینکه پشتوانه چون در جیب و حسابشان، مقدار مشخصی از طلاست اطمینان بیشتری خواهند داشت.
موافقان سیستم استاندارد طلا معتقدند عدم بهرهگیری از این سیستم برای یک اقتصاد ریسکهای زیادی دارد که مهمترین آن انتشار پول بدون پشتوانه است. آلمان بعد از جنگ جهانی اول با خزانه خالی از طلا مواجه بود و جهت تأمین بودجه هزینههای خود به یک نظام پولی بدون پشتوانه روی آورد که این سیاست به یک سقوط اقتصادی فاجعهبار انجامید. به اعتقاد موافقان سیستم استاندارد طلا، بهکارگیری سیستم پولی بدون پشتوانه خطرناک است و بانکهای مرکزی سابقه چندان خوبی در اینگونه سیاستها نداشتهاند. بهعنوانمثال اقدامی که فدرال رزرو در طول بحران مالی ۲۰۰۸-۲۰۱۰ اتخاذ نمود و به چاپ پول الکترونیک مبادرت ورزید ریسکی است که شاید رها شدن از آن بهسادگی امکانپذیر نباشد.
از سوی دیگر مخالفان سیستم استاندارد طلامعتقدند که این نظام پولی گاهی اوقات مانند غل و زنجیر بر دست و پای نظام اقتصادی کشورها عمل میکند. در مواقعی که یک اقتصاد با رکود جدی مواجه میشود سیاست انبساطی پولی میتواند خروج از این رکود را تسریع بخشد. اگر دولتها اجازه نداشته باشند که بدون پشتوانه طلا، اقدام به انتشار پول و تزریق آن در اقتصاد بیمار خودنمایند با رکودی عمیقتر و طولانیتر مواجه میشوند. بسیاری از اقتصاددانان معتقدند اگر دولتها در رکود دهه ۱۹۳۰، خیلی سریعتر نظام استاندارد طلا را کنار میگذارند و عرضه پول خود را افزایش میدادند زودتر از رکود بزرگ خارج میشدند.