برگه: سئوالات متداول

برای جستجو در موضوعات این بخش از کادر زیر استفاده نمایید

راهنمای بخش ها
راهنمای سامانه ها
راهنمای ابزارها + ویژگی ها
راهنمای پروفایل ها
راهنمای حساب + پنل کاربری
مفاهیم و آموزش های پایه
آموزش مفاهیم و روش های تحلیلی
آموزش روش ها و مفاهیم معاملاتی
روش ها و مفاهیم پرداخت ارزی
شاخص بان
مارکت بان
پرشین ای پی آی
سامانه معاملات طلا
راهنمای اپلیکیشن قیمت‌ها

کاربرد پرایس اکشن

پدیده همنوایی چیست؟
هیچ معامله‌گری نمی‌تواند به‌تنهایی معامله خود را به هدف برساند. همه معامله گران برای رسید به هدف معاملاتی خود به کمک سایر معامله گران نیاز دارند. قبل از اینکه سرمایه‌ای را در معرض ریسک قرار دهید، باید با موضوع مهمی آشنا شوید. برای اینکه قیمت‌ها در یک‌جهت حرکت کنند، باید هر دو بخش بازار (خریداران و فروشندگان) نقشی داشته باشند. یعنی خریداران و فروشندگان بایستی با یکدیگر در رابطه با مسیر بازار به توافق برسند. به‌طور مثال اگر ما به دنبال خرید در بازار هستیم، نه‌تنها سایر خریداران باید از معامله ما حمایت کنند، بلکه فروشندگان هم باید شروع به خروج از موقعیت معاملاتی فروش (یعنی بازخرید) نمایند. هرچه تعداد فروشندگان که به دنبال بستن معامله فروش و بازخرید آن دارایی هستند بیش‌تر باشد، شانس موفقیت ما هم افزایش خواهد یافت. عکس این قضیه هم صادق است. زمانی که خریداران و فروشندگان به‌طور موقتی با یکدیگر هم‌صدا می‌شوند، میگوییم در وضعیت همنوایی قرارگرفته‌ایم. مهم نیست که چه عاملی منجر به همنوایی می‌شود، چیزی که مهم است، وجود پدیده همنوایی در بازار است.
همنوایی منجر به حرکات یک‌سویه می‌شود. یعنی در بازار یا خریداران مسیر قیمت را در دست می‌گیرند یا فروشندگان. حرکت ناشی از این پدیده یک‌سویه خواهد بود. یعنی قیمت حرکات اره‌ای یا نوسانی نخواهد داشت. برای اینکه بتوان از حرکت یک‌سویه بهره برد، باید مبدأ چنین حرکتی را پیدا کرد و از همان مبدأ اصلی وارد بازار شد.
می‌توان با اطمینان گفت که هر بازاری دیر یا زود، دوره آماده‌سازی را پشت سر می‌گذارد و با آمادگی کامل بازار، پدیده همنوایی رُخ می‌دهد و یک حرکت یک‌سویه‌ای به راه می‌افتد. برای اینکه بتوان چنین موقعیت‌هایی را تشخیص داد، باید به نحوه شکست سطوح کلیدی توجه کرد. هرچند شاید مفهوم همنوایی برای اکثر معامله گران قابل‌هضم باشد، اما برخی شاید با معامله از شکست‌ها راحت نباشند. حتی برخی شاید به حرکات محدود بازار اشاره کنند، که در آن نرخ متوسط شکست‌های جعلی بسیار بالاست. چنین نقدی جایز است. هر شکست به یک حرکت یک‌سویه منتهی نمی‌شود. بااین‌حال، اگر معامله گران بتوانند شکست‌های محتمل را از شکست‌های ضعیف یا جَعلی تشخیص دهند، دیگر نیازی به چنین بدبینی نخواهد بود.
مهم‌ترین عاملی که می‌تواند احتمال موفقیت شکست را تضمین کند، دوره آماده‌سازی قبل از شکست است. به‌طورکلی بهترین فرصت‌های معاملاتی زمانی ایجاد می‌شوند که شاهد نبرد میان خریداران و فروشندگان در سطوح احتمالی شکست‌ها باشیم. نبرد میان خریداران و فروشندگان قبل از شکسته شدن سطوح کلیدی، حرکات قیمتی اره مانندی را ایجاد می‌کنند، که به آن دوره آماده‌سازی بازار برای شکست سطح کلیدی یا اصطلاحاً دوره آماده‌سازی می‌گویند. تشخیص دوره آماده‌سازی کار دشواری نیست، قیمت از یک محدوده جهش می‌کند و دوباره به همان محدوده بازمی‌گردد و این عمل تکرار می‌شود، تا اینکه یکی از طرفین پیروز این نبرد می‌شوند.
هرچند که تمامی دوره‌های آماده‌سازی، دو سمت خریداران و فروشندگان را شامل می‌شود، اما در کل فقط یک نفر پیروز میدان خواهد بود. برای تشخیص اینکه کدام سمت نهایتاً پیروز میدان خواهد شد، عوامل دیگری هم هستند که باید به آن‌ها توجه شود. عواملی که بامطالعه‌ی اصول اولیه حرکات قیمتی می‌توان به درک درستی از آن‌ها دست‌یافت.

 

 

- 2 1 1

 

 

حمایت و مقاومت چیست؟
در تمامی تحلیل‌های تکنیکال به‌خصوص تکنیکال کلاسیک، سطوح حمایت و مقاومت پدیده‌های مهم و بااهمیتی به‌حساب می‌آیند. به‌طورکلی حمایت و مقاومت سطوحی در نمودار هستند، که اخیراً قیمت از آن‌ها جهش کرده است. این سطوح می‌توانند دوباره واکنش بازار را در پی داشته باشند، اما نهایتاً از بین می‌روند. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های حمایت و مقاومت، باقی ماندن اثر آن‌ها بعد از شکسته شدن است. وقتی حمایت نمودار شکسته می‌شود، قیمت می‌تواند از این حمایت به سمت پایین برگردد، یعنی حمایت تبدیل به مقاومت شود و برعکس. بااینکه این سطوح نقش مهمی در حرکات قیمتی دارند، اما اکیداً توصیه می‌شود که از این سطوح تنها به‌عنوان منبع اطلاعات و جهت شفاف‌سازی بازار استفاده کنید. یعنی معامله‌گران حرکات قیمتی بهتر است به این سطوح دیدی بی‌طرفانه داشته باشند. خرید از حمایت یا فروش از مقاومت، خود به‌تنهایی استراتژی معاملاتی قابل‌قبول و منطقی نیست. حتی خرید بعد از شکست مقاومت و ایجاد اوج قیمتی جدید (تغییر روند یا همان شکست روند قبل) یا برعکس فروش با شکست حمایت و ایجاد کف قیمتی جدید، صرفاً استراتژی معاملاتی تلقی نمی‌شود، بلکه در مقابل باید از این علم که نمودار در نزدیکی چنین سطحی قرار دارد، استفاده کرد.
به‌جای اینکه مستقیم از این سطوح وارد بازار شوید، بهتر است که ابتدا نحوه تعامل بازار با این سطوح را موردبررسی قرار دهید. برای مثال اگر قبل از شکست شاهد نبرد میان خریداران و فروشندگان در نزدیکی سطوح کلیدی (همان دوره آماده‌سازی) باشیم، شکست اوج قبلی بازار می‌تواند تأثیر بیشتری بر حرکات قیمتی داشته باشد. معمولاً وقتی قیمت از سطوح پایین، یک‌راست به اوج قیمتی جدید صعود می‌کند، احتمال برگشت شدید بازار بسیار بالاست. بسیاری از فعالین بازار معمولاً دوست دارند که درست برخلاف شکست‌ها ( در اینجا شکست اوج قبلی) وارد بازار شوند، بخصوص اگر شکست رخ‌داده بدون دوره آماده‌سازی صورت گرفته باشد.
سطوح مقاومت و حمایت را می‌توان با اهداف مختلفی مورداستفاده قرار داد، اما مهم‌ترین نقش این سطوح مشخص کردن سمت قوی بازار در این محدوده است. چنین اطلاعاتی بسیار مهم هستند. این موضوع نه‌تنها مسیر محتمل بازار را برای معامله‌گر نشان می‌دهد، بلکه می‌تواند کمک کند تا به سمت قوی بازار متمایل شود. باید به خاطر داشت که نباید در برابر جمع قرار گرفت (مخالف روند).
یکی از مؤثرترین راه‌ها برای تشخیص سمت قوی و غالب بازار، بررسی روند بازار است. زمانی که نمودار صعودی است، حتی اگر روند ملایم هم باشد، حرکات قیمتی، اوج‌های جدید تشکیل خواهند داد و در بین راه، اصلاح‌های منفی را هم‌شکل خواهند داد. درروند صعودی (با هر درجه از قدرت) شکست کف‌های قبلی دشوار خواهد بود و تا زمانی که قیمت در سطوح بالاتر یا برابری نسبت به کف‌های قیمتی قبلی قرار داشته باشد، بازهم روند صعودی در نظر گرفته می‌شود.
در دوره‌ای از بازار، سمت برتر (خریداران یا فروشندگان) قدرت خود را درنهایت از دست خواهند داد و دیگر نخواهند توانست از اصلاح‌های قیمتی حمایت کنند. این می‌تواند نشانه‌ای از تغییر قدرت در بین طرفین بازار باشد. اما اگر روند قبلی قوی باشد، احتمال اینکه بازار در اولین بازگشت اصلاحی، تغییر روند دهد بسیار پایین است.

 

 

- 2 2 1

 

برای اینکه بازار بتواند روند خود را از خنثی به روند دار تغییر دهد، به زمان نیاز دارد. بر اساس شکل بالا، اگر همه شرایط یکسان فرض شوند، شکست روی‌داده در نقطه C، با شانس موفقیت بیشتری نسبت به شکست روی‌داده در نقطه a همراه است. شانسی که می‌تواند حرکت یک‌سویه نزولی در پی داشته باشد.
اگر دو موقعیت بالا را به‌دقت مقایسه کنیم، می‌توانیم ببینیم که تا نقطه b، هر دو نمودار وضعیت یکسانی دارند. حمله ناموفق فروشندگان در نقطه a به‌خوبی ریسک معامله در برابر روند غالب بازار را نشان می‌دهد. ازآنجایی‌که این شکست بعد از تشکیل الگوی اوج دوقلو و اوج قیمتی پایین‌تر روی‌داده، فروشندگان حریص بازار، فوراً وارد معامله خواهند شد. اما این حرکت فروشندگان حریص درست در تضاد با جهت روند غالب (در اینجا صعودی) قرار دارد، روندی که طبق وضعیت اول، هنوز نشانه‌ای از تغییر روند ندارد و تنها نشانه‌هایی از تضعیف قدرت خریداران دارد. شکست در نقطه c، در نمودار دوم، به‌احتمال‌زیاد می‌تواند به یک حرکت یک‌طرفه نزولی منتهی شود. دلیل آن، حرکات b تا c بازار است (دوره آماده‌سازی). این حرکت نشان می‌دهد که خریداران توان بازگرداندن قیمت بعد از شکست در نقطه a را ندارند، که درنتیجه می‌توان چنین برداشت کرد که فروشندگان بیش از گذشته نسبت به معامله ترغیب خواهند شد و در مقابل خریداران اقدام به بستن معاملات (خرید) خواهند کرد. یعنی وضعیت همنوایی در بازار شکل خواهد گرفت و به‌احتمال‌زیاد، معامله گران عکس روندی هم در برابر چنین شکستی مقابله نخواهند کرد.
البته بسته به این‌که چه پارامترهایی در معامله موردتوجه قرار می‌گیرد، هر دوشکست از نقاط a و c می‌توانند ناموفق باشند. و حتی شاید شکست صورت گرفته در نقطه a گزینه بهتری برای معامله باشد، اما وقتی هر دو موقعیت را با یکدیگر مقایسه کنیم، شکست روی‌داده در نقطه c گزینه منطقی‌تری است. تنها به این خاطر که عوامل بیشتری از حرکت نزولی حمایت می‌کنند.
روند چیست؟
درک روند کلی بازار برای انجام معاملات موفق بسیار حیاتی است. اگر روند بازار تعیین نشود، معاملات کور کورانه خواهند بود. ریسک معاملات در خلاف روند بازار از معاملات در جهت روند بسیار بیشتر است. برای همین، قبل از هر کاری بایستی روند بازار را مشخص کرد.
تشخیص روند بازار کار آسانی است. معامله گر برای تعیین روند همواره باید به دو نکته توجه کند: کف ها و اوج های قیمتی. منظور از کف قیمتی، پایین ترین سطح قیمت در نمودار است، و منظور از اوج های قیمتی، بالاترین سطوح قیمت در نمودار است.
به طور کلی در روند نزولی، با کاهش قیمت، شاهد کف های قیمتی جدیدی هستیم که نسبت به کف قیمتی قبلی در سطوح پایین تری قرار دارند، و همچنین اوج های قیمتی نمودار هم نسبت به اوج های قبلی پایین تر هستند. این ساختار کلی روند نزولی است و هر موقع که به ساختار نزولی اشاره می شود، منظور کف ها و اوج های قیمتی جدیدی است که پایین تر از سطوح قبلی بازار قرار دارند. در نمودار زیر به راحتی می توان این مفهوم را درک کرد. هر چند این روش برای تعیین روند بازار به نظر ساده می آید، ولی این مهمترین و مطمئن ترین روش برای تعیین روند بازار است.
.

 

- 1 5 1

 

بدیهی است که عکس روند نزولی، روند صعودی است. یعنی در روند صعودی، اوج های قیمتی جدید، بالاتر از اوج های قیمتی قبلی قرار دارد، و کف های قیمتی جدید هم بالاتر از کف های قبلی قرار گرفته اند.

 

- 1 5 2

 

نحوه تشخیص روند دار بودن بازار
.
تشخیص اینکه بازار روند دار است یا بدون روند کار آسانی است، فقط کافی است مطالب بالایی را در نمودار پیاده کنید. اما سخت ترین کار، یافتن زمان خروج بازار از فاز خنثی (بدون روند) و شروع روند جدید است. قدرت تشخیص شروع روند جدید یک مزیت رقابتی خوب برای معامله گر محسوب می شود، که می تواند سود های بزرگتری را نسبت به معاملات عادی در پی داشته باشد. برای مثال، وقتی روند جدید شروع می شود، معامله گر می تواند از دومین اصلاح قیمتی بازار وارد معامله شود و تا زمانیکه روند ادامه دارد، سود کند، مسلما سود چنین معامله ای بسیار بیشتر از معاملاتی خواهد بود که از اصلاح سوم یا چهارم بازار شروع شده اند.
در اینجا روشی که به کمک آن شروع روند جدید را پیش بینی خواهیم کرد، از طریق شکسته شدن، اولین اوج قیمتی یا اولین کف قیمتی بازار است. وقتی اولین اوج قیمتی بازار شکسته شد، یعنی روند صعودی جدیدی شروع شده است و وقتی که اولین کف قیمتی شکست، روند نزولی جدیدی در بازار آغاز شده است. اجازه دهید با بررسی چند مثال این موضوع را بررسی کنیم:

 

- 1 5 3

 

- 1 5 4

به طور کلی، معامله گران مبتدی بازار بایستی در جهت روند معامله کنند. این امر به موفقیت معامله گر بسیار کمک می کند. هر چند شاید تعداد معاملاتی که در جهت روند صورت می گیرند، کم تر باشد، ولی درصد موفقیت معاملات بسیار بالا خواهد بود.
در این میان، تشخیص بازار های بدون روند می تواند اندکی سخت و گاها فریب دهنده باشد. بازار بدون روند، یا خنثی، بازاری است که حرکات قیمتی در میان یک حمایت و مقاومت در حال نوسان باشد. اغلب در بازار خنثی شاهد هستیم که حرکات قیمتی چندین بار به سطح حمایت یا مقاومت برخورد می کنند، بدون آنکه از محدوده دامنه نوسانی خارج شوند. همان طور که در نمودار زیر هم دیده می شود، کندل های قیمتی در داخل دامنه نوسانی باقی می مانند. ابزار رسم شکل در پلتفرم های معاملاتی می تواند به کمک معامله گر آید. در عکس پایینی می توان دید که رسم مستطیل آبی رنگ برای مشخص کردن دامنه نوسانی چقدر مفید است.

 

- 1 5 5

 

به نمودار بالایی توجه کنید. بازار چندین بار به کف دامنه نوسانی یا همان محدوده حمایتی برخورد کرده است، همچنین سقف دامنه نوسانی یا محدوده مقاومتی هم چندین بار از سوی بازار لمس شده است. هر وقت که چنین شرایطی را در بازار مشاهده کردید، می توانید با اطمینان بگویید که بازار بدون روند یا خنثی است.
در ابتدای کار توصیه می شود که از معامله در بازار های بدون روند خودداری کنید. اما ما در ادامه این دوره آموزشی الگوهای بازگشتی حرکات قیمتی را ارائه خواهیم کرد که می توانند درصد موفقیت معاملات عکس یا خلاف روند را بالا ببرند. اما فعلا توصیه می شود برای موفقیت بیشتر در ابتدای کار، در جهت روند بازار معامله کنید.
زمانیکه به دنبال معامله در بازار هستید، تشخیص روند بازار به شما کمک شایانی خواهد کرد. دلیل این امر، حمایت مومنتوم بازار از معاملات شماست. وقتی در مسیر مومنتوم بازار قرار دارید، یعنی می دانید که بازار دست خریداران (صعودی) است یا فروشندگان (نزولی). و همین امر به تنهایی می تواند موفقیت معامله شما را تضمین کند.
یکی از استراتژی های موفق در استفاده از روند بازار بدین شکل است که منتظر اصلاح بازار باشید و سپس به دنبال یافتن یکی از الگو ها یا همان سیگنال های حرکات قیمتی باشید. این یکی از موثرترین روش ها برای معامله در بازار است. اگر به این شرایط، حمایت یا مقاومت بازار را هم اضافه کنید، ایده آل ترین وضعیت را برای ورود به بازار در اختیار خواهید داشت (اصل انطباق).

 

- 1 5 6

نمودار بالا به خوبی نشان می دهد که روند کلی بازار صعودی است و وقتی که قیمت تا حمایت ( مقاومت قبلی بازار) اصلاح شده، الگوی کندل پوششی صعودی ظاهر شده است. این بهترین زمان برای خرید است.

 

- 1 5 5

سطوح حمایت و مقاومت (Support and Resistance)
سطوح حمایت و مقاومتی بازار، سطوحی هستند که قبلا یا نقش حمایتی داشتند یا نقش مقاومتی. زمانیکه قیمت ها در بازار کاهش می یابد و به سطح مشخصی می رسد و قیمت درست از همین سطح مشخص به سمت بالا بر می گردد، می توان ادعا کرد که بازار به حمایت برخورد کرده و این سطح، حمایت بازار است. یعنی با رسیدن قیمت ها به این محدوده، تقاضا از عرضه پیشی گرفته است، و بازار توسط خریداران حمایت شده است.
در مقابل اگر بازار صعود کند و به سطح مشخصی برسد و سپس به سمت پایین برگردد، بازار به مقاومت برخورد کرده، و قیمت مورد نظر مقاومت بازار خواهد بود. یعنی تقاضا که همان خریداران بازار هستند، به قیمت تعادلی رسیده اند که فروشندگان تمایل به عرضه آن ارز، کالا یا سهام را دارند، یا اصطلاحا مشارکت کنندگان بازار در برابر افزایش بیشتر قیمت ها مقاومت می کنند.
در اینجا بایستی توجه کرد که حمایت یا مقاومت بازار گاها شکسته می شود. شکست حمایت یا مقاومت یعنی اینکه کندل قیمتی در بالای مقاومت یا در زیر حمایت بسته شود، و صرفا مشاهده دنباله کندل قیمتی در بالای مقاومت یا زیر حمایت به معنی شکست آن سطح کلیدی نیست.
در نمودار زیر به راحتی می توان دید که بازار به مقاومت رسم شده به خوبی واکنش نشان داده و نتوانسته این مقاومت را بشکند.

 

- 1 3 1

 

دلیل اهمیت این سطوح کلیدی، احتمال بالای واکنش بازار به آن محدوده است. تعیین حمایت یا مقاومت بازار کار آسانی است. در نمودار به دنبال نقاطی باشید که قیمت چندین بار به آن ها واکنش نشان داده است، سپس با رسم یک خط افقی، این نقاط را به طور تقریبی به هم وصل نمایید. وقتی بازار به این سطح نزدیک شد، انتظار واکنش بازار را داشته باشید.
نکته ای که بایستی به آن توجه شود، تقریبی بودن سطوح حمایت و مقاومت است. گاهی اوقات سطوح حمایت یا مقاومت بازار می توانند یک محدوده باشند، محدوده ای که می تواند بین ۱۰ تا ۱۵ پیپ یا گاها تا ۵۰ پیپ هم وسعت داشته باشند. پس همواره دقت کنید که سطوح حمایت مقاومت به جای اینکه تنها یک نرخ قیمتی باشد، می تواند یک محدوده قیمتی باشد.
سریع ترین روش برای تعیین حمایت یا مقاومت در بازار بدین گونه است که به نمودار نگاه کنید و به دنبال سطحی باشید که قیمت در بالا (حمایت) یا زیر آن (مقاومت) بسته شده باشد، و سپس در آن سطح یک خط افقی رسم کنید. برای مثال، اگر کندل های قیمتی، چندین بار در بالای نرخ ۱٫۲۵۰۰ بسته شده باشند، آنگاه می توان ادعا کرد که این سطح حمایت بازار است، و در صورت اُفت قیمت ها تا محدوده ۱٫۲۵۰۰، امکان بازگشت بازار بسیار بالاست ( یعنی تعداد خریداران از فروشندگان بیشتر خواهد شد).
همان طور که در نمودار زیر مشاهده می شود، کندل های قیمتی بازار یا در زیر خط افقی قرار دارد یا در بالای آن. یعنی در دوره ای از زمان، این سطح، نقش مقاومت را داشته و در دوره ای دیگر نقش حمایت را. می توان دید که کندل های قیمتی چندین بار اقدام به عبور از این سطح کلیدی کرده اند، اما در نهایت تنها دنباله کندل در زیر یا بالای خط افقی قرار گرفته است، نه بدنه آن. که این به معنی واکنش بازار به سطح کلیدی اشاره شده است.
.

- 1 3 2

 

در نمودار بالا، مقاومت بازار تبدیل به حمایت شده است. این قوی ترین سطح کلیدی نمودار محسوب می شود و بهترین سطح برای معامله کردن است. هر چه تعداد تبدیل های یک سطح کلیدی از حمایت به مقاومت و برعکس بیشتر باشد، قدرت آن سطح بیشتر خواهد بود.
زمانیکه قیمت به سطح حمایت یا مقاومت نزدیک می شود، بازار شاید سریعا واکنش نشان ندهد، یعنی واکنش بازار می تواند زمان بر باشد. همچنین به یاد داشته باشید، که قیمت همواره به خط حمایت یا مقاومت برخورد نمی کند و گاها از نزدیکی آن بر می گردد.
هیچ ضمانتی وجود ندارد که قیمت ها به حمایت یا مقاومت واکنش نشان دهند، اما تجربه ثابت کرده که احتمال واکنش بازار به سطوح کلیدی همواره بالاست، که می توان از این احتمال سود برد. در این میان مسلما سایر عوامل هم می توانند احتمال واکنش بازار به حمایت یا مقاومت را تشدید یا تضعیف کنند، بر فرض مثال اگر در روند صعودی باشیم، بازار به حمایت برسد و در این حمایت هم شاهد ظهور یکی از الگو های حرکات قیمتی باشیم (اصل انطباق)، می توان انتظار برگشت مثبت قیمت ها را از حمایت داشت.
.
حمایت و مقاومت سطوحی هستند که نا برابری میان دو نیروی اصلی بازار، یعنی خریداران و فروشندگان را نشان می دهند. در سطوح حمایتی، همواره تعداد خریداران از فروشندگان بیشتر است، به همین دلیل قیمت با رسیدن به سطح حمایت، به سمت بالا بر می گردد. در سطوح مقاومتی، تعداد فروشندگان از خریداران بیشتر است، به همین دلیل، قیمت با رسیدن به مقاومت، به سمت پایین بر می گردد.
در بخش قبلی به بررسی مفاهیم اوج و کف قیمتی پرداختیم. اوج قیمتی معمولا نقش مقاومت را ایفا می کند. یعنی با نزدیک شدن قیمت به اوج قیمتی قبلی، احتمال واکنش منفی بازار وجود دارد. به طور مشابه، کف قیمتی هم معمولا نقش حمایت را ایفا می کند. با رسیدن قیمت به کف قیمتی قبلی، شانس جهش صعودی یا برگشت صعودی بازار بسیار بالاست. با این حال یکی از آسان ترین و در عین حال قوی ترین روش ها، بررسی واکنش نمودار قیمتی است. در نمودار های قیمتی، سطوحی وجود دارند که بازار بار ها به آن ها واکنش نشان داده است. یعنی قیمت با رسیدن به سطح خاصی به سمت پایین برگشته و یا برعکس به سمت بالا صعود کرده است. هر چه تعداد واکنش های بازار به یک سطح قیمتی بیشتر باشد، آن سطح هم از قدرت بالایی برخوردار است. پس این می تواند یک گزینه مناسب برای حمایت یا مقاومت باشد.
به طور مثال به نمودار زیر توجه کنید، در اینجا اوج های قیمتی با خط چین قرمز و کف های قیمتی با خط چین سبز مشخص شده اند.

 

- 1 3 3

 

همان طور که در بالا مشاهده می شود، جفت ارز یورو / دلار آمریکا از محدوده ۱٫۱۱۸۰ دلاری موج صعودی را شروع کرده و در ادامه تا ۱٫۱۳۲۲ صعود کرده است، این اوج موج صعودی است. اما بالاترین قیمت بسته شده، در محدوده ۱٫۱۲۹۴ قرار دارد. کف قیمتی بعدی هم در قیمت بسته شدن ۱٫۱۲۵۹ و پایین ترین سطح قیمتی موج اصلاحی در ۱٫۱۲۴۶ قرار دارد. به طور کلی می توان گفت که نرخ های اعلام شده برای اوج های قیمتی، مقاومت بازار هستند. نرخ های اعلام شده برای کف های قیمتی هم سطوح حمایتی نمودار قیمتی هستند.
در ادامه شاهد هستیم که قیمت با نزدیک شدن به هر کدام از این سطوح با واکنش بازار مواجه شده است. کف های قیمتی که نقش حمایت را ایفا می کنند، موجب صعود قیمتی شده اند. اوج های قیمتی هم که نقش مقاومت را ایفا می کنند، موجب کاهش قیمت یورو در برابر دلار آمریکا شده اند.
نکته ای که در نمودار وجود دارد، یکی از ویژگی های اصلی سطوح حمایت و مقاومت است. سطوح حمایت و مقاومت معمولا با حرکات بازار مقابله می کنند، اما بعد از مدتی این سطوح شکسته می شوند. شکست سطوح حمایت و مقاومت، ماهیت این سطوح را تغییر می دهد، اما تغییری در قدرت آن ها ایجاد نمی کند. یعنی اگر حمایت شکسته شود، به مقاومت تبدیل می شود، اما مقاومت جدید همان قدرت حمایت قبلی را خواهد داشت. همچنین اگر مقاومت بازار شکسته شود، سطح مقاومتی به حمایت تبدیل خواهد شد.
به طور کلی می توان گفت که قدرت حمایت و مقاومت، به تعداد برخورد های بازار و واکنش های قیمت به این سطوح بستگی دارد و در عین حال تعداد تبدیل حمایت به مقاومت و بالعکس، بر قدرت آن سطح کلیدی هم می افزاید.
در مثال بالا، مقاومت ۱٫۱۲۹۴ بعد از شکسته شدن به حمایت تبدیل شده و در ادامه که قیمت به این سطح نزدیک شده، جفت ارز یورو / دلار با واکنش قوی بازار مواجه شده است.

 

شکست جَعلی، شکست ضعیف و شکست قطعی چیست؟
حتی اگر شرایط و عوامل با روند غالب بازار همخوانی داشته باشند، بازار به سه روش شکست را پیاده‌سازی خواهد کرد: شکست جَعلی، شکست ضعیف و شکست قطعی.
هرچند معامله گران زیادی با شکست سطوح کلیدی وارد بازار می‌شوند، اما عده‌ای دیگر درست برخلاف جریان بازار وارد معامله می‌شوند. این معامله گران خلاف روندی، بر این باورند که شکست روی‌داده جعلی خواهد بود و بازار دوباره بر خواهد گشت. برای اینکه سرمایه‌گذاری تصمیم بگیرد که همسو با شکست معامله کند یا برخلاف آن، بایستی ابتدا ماهیت شکست را تشخیص دهد. شکست‌هایی که بدون دوره آماده‌سازی روی‌داده باشند، با شانس موفقیت پایینی همراه هستند. گاهی اوقات اتفاق می‌افتد که شکست روی می‌دهد، ولی قیمت به دنبال این شکست بازمی‌گردد. بدون توجه به اینکه چنین وضعیت‌هایی چگونه به وجود می‌آیند، باید گفت که شکست‌های ضعیف با شانس عدم موفقیت بالایی همراه هستند، چون‌که اکثر معامله گران شکست، ادامه حرکت را منطقی نمی‌بینند و درنتیجه وارد معامله نخواهند شد. درحالی‌که تعداد زیادی از معامله گران عکس روندی از این شکست ناموفق استفاده کرده و وارد بازار خواهند شد. همچنین اگر حرکات قیمتی در حین شکست تضعیف شوند و از حرکات یک‌سویه خارج شوند، اکثر معامله گران تصمیم خواهند گرفت که از بازار خارج شوند، تا جانب احتیاط را رعایت کرده باشند. که به همین دلیل تعداد حامیان شکست، کاهش خواهد یافت و درنتیجه احتمال عدم موفقیت شکست هم افزایش می‌یابد.
شاید اگر به وضعیت‌هایی که بایستی از آن‌ها دوری کرد، نگاه کنیم، بهتر می‌توانیم شکست‌ها را تشخیص دهیم. دو نوع شکست سطوح کلیدی وجود دارد، که بایستی به آن‌ها با دیده تردید نگاه شود. آشکارترین نوع شکست، شکست جعلی است. نوع دوم هم شکست ضعیف است. ما همواره باید از این دو نوع شکست دوری‌ کنیم. باید به خاطر داشت که نتیجه شکست، نشان دهند نوع آن نیست. بلکه ساختاری که منتهی به شکست می‌شوند، نشان‌دهنده قدرت شکست است.
اینکه با شکست سطوح کلیدی باید وارد بازار شد یا خیر، به بررسی عوامل تکنیکال نیاز دارد، تا کاملاً روشن شود که این عوامل از شکست حمایت می‌کنند یا خیر.
.
در هر وضعیتی بایستی به سه سؤال زیر پاسخ داده شود، تا ماهیت شکست تعیین شود:
• آیا شکست با روند غالب در یک‌جهت قرار دارد یا مخالف آن قرارگرفته است؟
• بازار خنثی است یا روند دار؟
• آیا مانعی وجود دارد که حرکت بعد از شکست را سَد کند؟
.
پاسخ سه پرسش بالایی هر چه که باشد، به تشخیص بهتر ماهیت شکست کمک می‌کند. اما نمی‌تواند نتیجه را تضمین کند. همواره رویه ضروری که قبل از ورود به معامله در شکست‌ها طی می‌شود، بررسی وضعیت بازار قبل از وقوع شکست است. اگر قبل از شکست، دوره آماده‌سازی وجود نداشته باشد، بهتر است از معامله صرف‌نظر شود.
به سه موقعیت زیر توجه کنید. با فرض مساوی بودن شرایط در هر سه مورد، وضعیت‌ها به‌خوبی نشان‌دهنده شکست ضعیف، شکست جعلی و شکست قطعی هستند.

 

- 2 3 1

تفاوت در دوره آماده‌سازی قبل از شکست، نه‌تنها بر حرکت بعد از شکست اثر می‌گذارد، بلکه سطح حد ضرر را هم تحت تأثیر قرار می‌دهد. اهمیت دوره آماده‌سازی قبل از شکست بسیار بالاست. هر چه سطح کلیدی از نمودار در برابر شکسته شدن بیشتر مقاومت نشان دهد، بعد از شکسته شدن سیل عظیمی از مهاجمان به این سطح کلیدی آزاد خواهند شد، که حرکت یک‌سویه قوی را در پی خواهد داشت. علاوه بر این، همان‌طور که گفته شد دوره آماده‌سازی برای تعیین نقطه حد ضرر هم بسیار مؤثر است. تعیین حد ضرر بخش مهمی از هر معامله‌ای است. نمی‌توان بدون درک این موضوع که با تغییر شرایط کی و کجا باید از معامله خارج شد، اقدام به معامله کرد.
اجازه دهید یکی از استراتژی‌های مرسوم در تعیین حد ضرر معامله را بررسی کنیم. معمولاً معامله گران در معاملات فروش، حد ضرر را در بالای آخرین اوج قیمتی قبل از نقطه‌ ورود قرار می‌دهند. اگر ما این استراتژی را بر هر سه وضعیت بالایی اعمال کنیم، تفاوت شکست‌ها به‌خوبی نمایان خواهد شد. همه نقاط ورود به معامله فروش، در نقطه‌ی e قرار دارند، اما حد ضررها از بلند تا کوتاه متغیر هستند. به‌طورکلی باید گفت که هر چه حد ضرر بلندتر و دورتر باشد، احتمال ادامه‌دار بودن شکست هم کاهش پیدا می‌کند و البته از دید معامله گران خلاف روندی، شرایط بسیار مطلوب خواهد بود.
عرضه و تقاضا (Supply and Demand)
قیمت ها در بازار همواره از طریق عرضه و تقاضا مشخص می شود. فروشندگان اقدام به فروش کالا، سهام یا ارز می کنند و در مقابل خریدران با تقاضای خود، کالای مبادلاتی را می خرند. وقتی صحبت از محدوده عرضه می شود، منظور ما محدوده ای است که فروشندگان زیادی منتظر عرضه کالای مبادلاتی هستند. و وقتی در مورد تقاضا صحبت می شود، منظور محدوده ای است که خریداران قیمت بازار را در آن سطح منصافنه ارزیابی می کنند و اقدام به خرید می کنند.
این تعاریف بسیار شبیه به تعریف سطوح مقاومت و حمایت است. در واقع سطح مقاومت مشابه عرضه بازار است و همچنین سطح حمایت هم مشابه تقاضای بازار است. اما مفهوم حمایت/مقاومت با تقاضا/عرضه تفاوت دارد. هر چند در هر دو مورد خریداران و فروشندگان نقش اساسی دارند، اما بایستی بین این دو مفهوم فرق قائل شد.
اعتبار سطوح حمایت/ مقاومت تنها به واکنش احتمالی بازار وابسته است. هر چه تعداد واکنش های بازار به حمایت یا مقاومت بیشتر باشد، آن سطح اهمیت بیشتری دارد. اما وقتی صحبت از محدوده عرضه است، منظور ما محدوده ای است که در گذشته موجب اُفت قیمتی بازار شده و احتمال اینکه دستورات فروشی از دور قبل در این محدوده باقی مانده باشد وجود دارد. برای همین پیش بینی می شود که وقتی بازار وارد محدوده عرضه شد، دستورات فروش از قبل مانده دوباره فعال شوند و بازار را به سمت پایین بکشند. محدوده تقاضا هم درست به همین شکل است. در محدوده تقاضا انتظار می رود که از گذشته تعدادی دستور خرید باقی مانده باشد، که با فعال شدن این دستورات بازار می تواند صعود کند.
تعیین سطوح عرضه و تقاضا یک هنر است. قانون کلی برای تعیین محدوده عرضه و تقاضا وجود ندارد، ولی اکثریت معامله گران حرفه ای بازار به روش زیر اقدام به شناسایی محدوده های عرضه و تقاضا می کنند.
مراحل تعیین محدوده عرضه:
۱- حرکت قوی صعودی که در بازار رُخ داده را پیدا کنید.
۲- در انتهای حرکت صعودی بازار اندکی به تعادل می رسد. این محدوده را زیر نظر بگیرید.
۳- در محدوده تعادلی که بازگشت بازار رُخ داده، آخرین کندل صعودی را قبل از کندل های نزولی پیدا کنید. یک خط اُفقی از قیمت باز شدن کندل صعودی رسم کنید و خط اُفقی دیگر را هم در انتهای بالایی کندل صعودی قرار دهید. محدوده مابین این دو خط، محدوده عرضه بازار است. (تصویر زیر)
.

- 1 4 11

در اینجا باید گفت که برخی از معامله گران حرکات قیمتی رویکرد متفاوتی در تعیین محدوده عرضه دارند. یکی از شایع ترین روش ها، رسم خطوط افقی از ابتدا و انتهای کندل بازگشتی است. باید گفت که هیچ کدام از روش های تعیین محدوده عرضه یا تقاضا قطعی نیستند و بیشتر تقریبی هستند. همان طور که اشاره شد تعیین این محدوده های بازگشتی بیشتر یک هنر است تا یک علم. با این حال کارآموزان به مرور زمان مهارت لازم در رسم محدوده های عرضه و تقاضا را بدست خواهند آورد.
.
روش تعیین محدوده تقاضا هم دقیقا عکس محدوده عرضه است:
۱- قوی ترین حرکت نزولی را در نمودار تعیین کنید.
۲- در انتهای حرکت نزولی بازار اندکی به تعادل می رسد. این محدوده را در نظر بگیرید.
۳- در این محدوده، آخرین کندل نزولی که بعد از آن بازار صعود کرده است را مشخص کنید و یک خط افقی از قیمت باز شدن کندل نزولی رسم کنید و خط دیگر را در انتهای پایینی کندل نزولی قرار دهید. این محدوده تقاضای بازار است.

 

- 1 4 2

 

در نمودار بالایی، NZD/USD تا محدوده تقاضا پایین آمده و دوباره به سمت بالا برگشته است. این محدوده تقاضا در دومین برخورد بازار مجددا عملکرد کرده و دلار نیوزیلند را در برابر دلار آمریکا تقویت کرده است.
برخلاف سطوح حمایت و مقاومت که تعداد برخورد های متوالی به معنی قدرت آن سطح حمایت/مقاومتی است. در بحث عرضه و تقاضا ما به دنبال محدوده های تازه ای هستیم که قبلا در بازار وجود نداشته اند. برای همین بعد از اینکه محدوده عرضه یا تقاضا مشخص شد، با اولین ورود قیمت به این محدوده وارد معامله می شویم. اگر این محدوده دوباره در بازار توسط قیمت لمس شود، یعنی برای بار سوم قیمت وارد این محدوده شود، ارزش و اهمیت محدوده هم کاهش پیدا می کند. چونکه احتمال شکست محدوده تقاضا یا عرضه بسیار بالاست. دلیل این امر به ماهیت محدوده عرضه و تقاضا بر می گردد. محدوده عرضه، محلی است که دستورات فروش از قبل در آن باقی مانده است و با هر بار برخورد بازار به این محدوده، تعدادی از دستورات فروش فعال می شوند، تا اینکه نهایتا دستور فروش دیگری باقی نمی ماند. در این حالت می گوییم که محدوده عرضه تمام شده است، و راه برای صعود بازار هموار است.
نواحی یا محدوده های عرضه و تقاضا هم مثل سطوح مقاومت و حمایت شکسته می شوند و بعد از شکسته شدن می توانند نقش قبلی خود را تغییر دهند. شکست ناحیه عرضه می تواند بعدا در قالب ناحیه تقاضا در نمودار ظاهر شود و یا برعکس. تبدیل نواحی عرضه به تقاضا و برعکس یکی از ارزشمندترین حرکات قیمتی بازار است، که می تواند سیگنالی از ادامه روند یا شروع روند جدید باشد.
استراتژی معامله با پین بار (Pin Bar) چیست؟
قبل از اینکه از سیگنال های پین بار استفاده کنید و وارد معامله شوید، حتما مطمئن شوید که پین بار را به درستی تشخیص داده اید. بعد از این مرحله می توانید شرایط برای ورود به معامله را بررسی کنید.
مرحله بعدی، تعیین روند بازار است. درک روند بازار به دقت معامله شما کمک می کند. پین باری که در جهت روند بازار شکل گرفته، قویترین سیگنال محسوب می شود، علاوه بر این، بنا به ماهیت بازگشتی پین بار، می توان از این سیگنال برای بازگشت قیمت ها در بازار های خنثی یا بدون روند هم استفاده کرد. معاملات عکس روندی یا همان ورود به معامله در خلاف جهت مومنتوم بازار می تواند بسیار ریسکی باشد، یعنی احتمال فعال شدن دستور حد ضرر بسیار بالاست، اما اگر بازگشت را به درستی پیش بینی کنید، از سود بیشتری بهره مند خواهید شد.
نمودار بعدی بازار نزولی را نمایش می دهد، که در این میان پین باری شکل گرفته که حکایت از بازگشت بازار دارد. این پین بار به این معنی است که مشارکت کنندگان بازار (عرضه و تقاضا) بر سر قیمت های بالاتر به توافق نرسیده اند، برای همین قیمت دوباره به سمت پایین برگشته تا روند نزولی را ادامه دهد.

 

- 4 1 1

 

در نمودار زیر پس از روند نزولی اصلی بازار، پین باری در نمودار ظاهر شده است. در پی ظهور پین بار، بازار به سمت بالا برگشته است. برگشت بازار به دلیل پین بار نیست، بلکه پین بار نشان دهنده تغییر عرضه و تقاضای بازار است، که در اینجا قدرت عرضه ارز مبنا (پوند انگلستان) کاهش و تقاضای آن افزایش یافته است.

 

- 4 1 2

 

در نمودار پایینی، مستطیل آبی رنگ نشانگر دامنه نوسانی بازار است، یعنی روند بازار در این محدوده خنثی است. در بازار های بدون روند، به دلیل احتمال شکست سقف یا کف محدوده، ریسک معاملات همواره بالاست، اما اگر از استراتژی های ارائه شده به خوبی استفاده شود، می توان این ریسک را تا مقدار زیادی کنترل کرد. همان طور که در این نمودار دیده می شود، پین بار بالایی در بازار عمل نکرده، اما پین بار دومی به خوبی عمل کرده است. این همان ریسکی است که بایستی در معالمات بازار های خنثی از آن آگاهی داشت. بعد از پین بار دومی، که در کف دامنه نوسانی شکل گرفته، بازار تا سقف کانال صعود کرده است.

 

- 4 1 3

 

سطوح حمایت و مقاومت بازار هم یکی از نقاط کلیدی برای معاملات مبتنی بر پین بار است. به این دلیل که معمولا سطوح حمایت یا مقاومت، سطوح بازگشتی بازار هستند، و پین بار هم الگوی بازگشتی است، پس احتمال وقوع پین بار در این سطوح کلیدی بسیار بالاست.
منتظر بمانید تا قیمت وارد محدوده حمایت یا مقاومت شود، و بعد از آن به دنبال یافتن ساختار پین بار باشید. بنا بر اصل انطباق، احتمال موفقیت معاملات پین بار از سطوح کلیدی بازار همواره بالاست. پس در حمایت ها به دنبال پین بار صعودی باشید و در مقاومت ها به دنبال پین بار نزولی.
در نمودار زیر می توان دید که قیمت تا مقاومت بالا آمده و سپس تشکیل پین بار (نزولی) داده است. دنباله پین بار تا بالای خط افقی مقاومت فرو رفته، که نشان می دهد بازار قیمت های بالاتر را نپذیرفته و در نتیجه به سمت پایین برگشته است.
.

 

- 4 1 4

 

در نمودار زیر، دنباله پین بار بسیار بلند است و تا زیر حمایت بازار هم فرو رفته است. این نشانه خوبی است، چونکه به این معنی است که قدرت فروشندگان در بازار کاهش یافته و فرصت برای ورود مجدد خریداران فراهم شده است، یعنی بازار در شرف برگشت است.
.

- 4 1 5

 

 

بهترین زمان برای معامله با پین بار، وقتی است که پین بار در مسیر روند شکل گرفته و همزمان در یکی از سطوح کلیدی قرار دارد، این همان اصل انطباق است.
معامله ای که بر اساس اصل انطباق باشد، درصد موفقیت بالایی دارد. برای اینکه مطمئن شوید که معامله شما با اصل انطباق همخوانی دارد، بایستی حداقل دو مورد از عوامل (حمایت، روند الگوی حرکات قیمتی و …) مطابق یکدیگر یا هم جهت باشند. هر چه تعداد عوامل در اصل انطباق بیشتر باشد، یعنی درصد موفقیت معامله هم به صد درصد نزدیک تر است.
در نمودار زیر، مثالی از اصل انطباق را می توانید مشاهده کنید. پین بار صعودی در سطح حمایت شکل گرفته و در عین حال هم روند بازار صعودی است. هر سه مورد در یک جهت هستند و با یکدیگر انطباق دارند، یعنی احتمال صعود بازار بسیار بالاست.

 

- 4 1 6

 

محل مناسب برای ورود به معامله و حد ضرر در پین بار ها
تعیین نقاط ورود و خروج قبل از شروع معامله مهمترین وظیفه معامله گر است. این امر به شما کمک می کند تا به درستی درک کنید که ریسک معامله چقدر است و از کدام نقطه بایستی وارد بازار شوید.
نقطه ورود به معامله در الگوی پین بار بدین شکل است که معامله گر پس از بسته شدن کندل پین بار، وارد معامله می شود، به این صورت که در پین بار های نزولی، محل فروش در زیر کف قیمتی کندل پین بار قرار دارد، و در پین بار های صعودی، محل خرید در بالای اوج قیمتی کندل پین بار است.
محل دیگری که برای ورود به معامله مناسب است، محدوده ۵۰ درصدی پین بار است. با استفاده از فیبوناچی اصلاحی، سطح ۵۰ درصدی پین بار را پیدا کنید. بازار اگر به این محدوده رسید می توانید وارد معامله شوید.
در تصویر زیر نقاط ورود به معامله در سیگنال های پین بار را مشاهده می کنید.

 

- 4 1 7

 

تعیین حد ضرر هم در معاملات پین بار کار آسانی است. دستور حد ضرر درست در زیر دنباله پین بار صعودی یا بالای دنباله پین بار نزولی قرار دارد.
در تصویر زیر محل مناسب برای قرار دادن دستورات حد ضرر نمایش داده شده است.
.

 

- 4 1 8

الگوی اینساید بار (Inside Bar) چیست؟
الگوی اینساید بار، یکی از الگو های دو کندلی نمودار های شمعی است، که در آن، کندل اینساید بار کوچکی در درون محدوده کندل مادر قرار گرفته است. به عبارت دیگر، اوج اینساید بار، پایین تر از اوج کندل مادر قرار دارد، و کف اینساید بار هم بالاتر از کف کندل مادر شکل گرفته است. موقعیت نسبی اینساید بار می تواند در قسمت بالایی، میانی یا کف کندل قبلی (مادر) باشد.

 

- 3 4 1

 

کندل قبل از اینساید بار را معمولا کندل مادر می نامند. برخی از معامله گران، تعریف دیگری از اینساید بار ارائه می کنند، که در آن اوج یا کف اینساید بار می تواند با اوج یا کف میله مادر هم اندازه باشد. با این حال، اگر دو کندل با اوج و کف هم اندازه تشکیل شود، معمولا از سوی اکثر معامله گران به عنوان اینساید بار (Inside Bar) شناخته می شود.
کندل های اینساید بار، دوره ای از نوسان و تعادل در بازار را نشان می دهند. اینساید بار نمودار روزانه، احتمالا در نمودار های یک ساعته و نیم ساعته شبیه مثلث باشد. معمولا این الگو حرکت قوی را در بازار به راه می اندازد، چونکه این الگو نشان دهنده استراحت بازار قبل از حرکت بعدی است. با این حال، اگر در سطوح کلیدی بازار، مثل حمایت یا مقاومت شکل گیرد، می تواند سیگنال بازگشتی قوی را ایجاد کند.
الگوی دو کندل بازگشتی (Two Bar Reversal) چیست؟
الگوی دو کندل بازگشتی (Two Bar Reversal)، ساختاری از الگوهای حرکات قیمتی است که معمولاً در تمام تایم فریم‌های پیدا می‌شود. همان‌طور که از اسم این الگو پیداست، از دو کندل تشکیل‌شده و همچنین تنها نشانگر بازگشت بازار است. از این الگو برای ورود به معامله از بازگشتِ اصلاح بازار (در جهت روند بازار)، معامله در بازارهای خنثی و بدون روند (در سقف یا کف محدوده نوسانی) و یا معامله در ابتدای اصلاح‌های روند استفاده می‌شود.
درواقع الگوی دو کندل بازگشتی همان الگوی پین بار (Pin Bar) است. به‌طور مثال اگر الگوی دو کندل بازگشتی در نمودار ۱۵ دقیقه تشکیل شود، معمولاً در نمودار ۳۰ دقیقه نشانگر الگوی پین بار خواهد بود. به همین دلیل، تمام قوانین الگوی پین بار در الگوی دو کندل بازگشتی هم کاربرد دارند.
بااین‌حال بایستی گفت که اکثر معامله گران نمی‌توانند از این الگو به‌خوبی استفاده کنند. معمولاً ظاهر الگو، معامله گران را به‌اشتباه می‌اندازد. الگوهای شمعی بسیاری در بازار تشکیل می‌شوند که شبیه الگوی دو کندل بازگشتی هستند. برای به حداقل رساندن اشتباهات، بایستی به ویژگی‌های خاص این الگو توجه کرد.
.
ویژگی‌های الگوی دو کندل بازگشتی (Two Bar Reversal):
• این الگو از دو کندل تشکیل‌شده و هر دو کندل باید نسبت به سایر کندل های قیمتی نمودار، کندل بزرگی باشند و همچنین دنباله‌های کندلی کوتاهی داشته باشند.
• این الگو بازگشتی است، پس این الگو در محدوده‌های بازگشتی نمودار ظاهر می‌شود.
• الگوی دو کندل بازگشتی صعودی، از یک کندل نزولی بزرگ همراه با کندل صعودی در کف نمودار ظاهر می‌شود. بالعکس، اگر کندل اول صعودی و بزرگ باشد و کندل دوم نزولی، و همچنین الگو در سقف نمودار ظاهرشده باشد، الگوی دو کندل بازگشتی، نزولی خواهد بود.
• یکی از ساده‌ترین راه‌های تشخیص این الگوی بازگشتی، بررسی نمودار بالاتر است. همان‌طور که در بالا هم گفته شد، اگر در نمودار پایین‌تر (۱۵ دقیقه)، الگوی دو کندل بازگشتی ظاهر شود، بایستی در نمودار بالاتر (۳۰ دقیقه)، الگوی پین بار دیده شود.
• ظاهر الگوی دو کندل بازگشتی به معامله‌گر نشان می‌دهد که نبرد سختی میان خریداران و فروشندگان در جریان است. بخصوص وقتی‌که دو کندل بزرگ قیمتی در خلاف جهت هم و پشت سر هم تشکیل می‌شوند. درست همانند الگوی پین بار، این الگو نشانگر وضعیتی است که بازار قیمت‌های بالاتر یا پایین‌تر را قبول ندارد. به همین خاطر قیمت در جهت خلاف کندل اول حرکت می‌کند.
• این الگو به‌راحتی با الگوی کندل پوششی (Engulfing) اشتباه گرفته می‌شود. بایستی دقت کرد که در این الگو نیازی نیست که حتماً کندل دوم، کندل ماقبل خود را به‌طور کامل پوشش دهد.
.

- 3 3 1

 

 

بهترین سیگنالی که الگوی دو کندل بازگشتی صادر می‌کند، زمانی است که این الگو در سطوح کلیدی نمودار ظاهر شود. تشکیل الگو در سطوح کلیدی نشانگر بازگشت قوی بازار است.

 

 

- 3 3 2

- 3 3 3

الگوی شکست جَعلی اینسایدبار (Inside Bar Fake Break Out) چیست؟
گاهی اوقات الگوهای حرکات قیمتی (Price Action) سیگنال‌های غلط صادر می‌کنند. در این بخش سعی داریم با الگوی شکست جَعلی اینسایدبار آشنا شویم. در این الگو، ابتدا سیگنال اینسایدباری برای معامله صادر می‌شود، اما این سیگنال جَعلی است. درواقع ابتدا الگوی اینسایدبار ظاهر می‌شود و اوج یا کف کندل مادر شکسته می‌شود. بااین‌حال کندلِ شکست دوباره در خلاف جهت برمی‌گردد و در محدوده الگوی اینسایدبار بسته می‌شود. که درنتیجه شکست جَعلی در الگو روی می‌دهد.

برای درک بهتر موضوع تصور کنید که شکست جَعلی الگوی اینسایدبار از دو بخش تشکیل‌شده است:
۱- الگوی اینسایدبار (Inside Bar)
۲- شکست جَعلی
.
شکست جَعلی در این الگو می‌تواند یک کندل پین بار (Pin bar) باشد. یعنی دنباله کندل پین بار در خارج از محدوده کندل مادر قرار گفته، ولی بدنه پین بار در محدوده کندل مادر و یا کندل اینسایدبار بسته‌شده است. ظاهر دیگر این الگو می‌تواند به این شکل باشد که الگو از دو کندل تشکیل‌شده، که کندل اول در خارج از دامنه کندل مادر بسته‌شده و بعداً با تشکیل شکست جَعلی به محدوده کندل مادر برگشته است.
الگوهای شکست جَعلی در معاملات و استراتژی‌های حرکات قیمتی نقش بسیار مهمی دارند. به کمک الگوهای شکست جَعلی می‌توان از سیگنال‌های نادرست در امان ماند.

 

- 3 5 1

 

به تصویر بالا به‌دقت نگاه کنید. همواره ابتدا الگوی اینسایدبار تشکیل‌شده و در ادامه شکست جَعلی روی‌داده است، که این شکست جَعلی می‌تواند کندل پین بار (Pin Bar) باشد و یا کندلی دیگر. چهار نوع الگویی که در شکل نشان داده‌شده، انواع رایج این الگو هستند. بااین‌وجود شاید در بازار با انواع دیگری هم برخورد کنید، که تفاوت جزئی با شکل بالایی داشته باشند.