برگه: سئوالات متداول

برای جستجو در موضوعات این بخش از کادر زیر استفاده نمایید

راهنمای بخش ها
راهنمای سامانه ها
راهنمای ابزارها + ویژگی ها
راهنمای پروفایل ها
راهنمای حساب + پنل کاربری
مفاهیم و آموزش های پایه
آموزش مفاهیم و روش های تحلیلی
آموزش روش ها و مفاهیم معاملاتی
روش ها و مفاهیم پرداخت ارزی
شاخص بان
مارکت بان
پرشین ای پی آی
سامانه معاملات طلا
راهنمای اپلیکیشن قیمت‌ها

تحلیل تکنیکال

دوره های زمانی در میانگین متحرک چه کاربردی دارد؟
علامت های”خرید (Buy) نمودار زیر (روند تغییرات قیمت سهم شرکت ایفلاک ” (Aflac) زمانی که نمودار قیمت میانگین ۲۰۰ روزه را قطع میکند ترسیم شده اند. همچنین علامتهای ” فروش (Sell) ” زمانی که روند تغییرات قیمت به زیر میانگین ۲۰۰ روزه رفته است، رسم شده اند. روندهای بلندمدت معمولا توسط میانگین متحرک ۲۰۰ روزه تشخیص داده می شوند. میتوان از نرم افزارهای کامپیوتری برای تشخیص بهترین دوره زمانی استفاده نمود. صرفنظر از هزینه های خرید و فروش، میتوان گفت سود بیشتر با استفاده از میانگین های متحرک کوتاه مدت تر بدست می آید.
روندها دلالتن بر چه دارند و کاربردشان چیست؟
در بخش قبل دیدیم که چگونه با تغییر در رفتار و انتظارات سهامد اران، حمایت و مقاومت  بوجود می آید که نتیجه این حمایت یا مقاومت در صفهای خرید یا فروش قابل مشاهده است. اینگونه تغییرات معمولا بر پایه اخبار (و یا شایعات) استوار بوده و عموماً ناگهانی بوجود می آید. در این بخش، به روند تغییرات قیمت میپردازیم. روند، گویای یک تغییر مداوم (مثبت یا منفی) در یک دوره زمانی است (مثلا تغییر در انتظارات و توقعات سهامداران یک شرکت) روند قیمت بر اساس درجه حمایت یا مقاومت یک سهم متغیر است. چون حمایت و مقاومت سدی در برابر تغییرات هستند و در مقابل تغییرات روند قیمت مقاومت می کنند. همچنان که در نمودار زیر پیداست، یک روند قیمت صعودی توسط روز به روز بالاتر رفتن قیمت یک سهم بوجود می آید (یعنی قیمت حداقل سهم روند صعودی داشته باشد).

 

- qq21

 

یک دید دیگر نسبت به یک روند قیمت صعودی بالاتر رفتن درجه حمایت سهم است، به این صورت که مثبت نگرها کنترل کننده بوده و قیمت را به سمت بالاتر رفتن هل می دهند.

 

- qq22

نمودار زیر نشان دهنده یک روند نزولی قیمت است. این روند از پایین تر رفتن قیمت حداکثر روزانه در طی یک دوره زمانی تشکیل میشود. می توان یک روند نزولی را بصورت افت درجه مقاومت یک سهم نیز در نظر گرفت. کاهش دهنده های قیمت فعال ترند و قیمت را به سمت پایین می کشند. وقتی قیمت به مرزهای حمایت یا مقاومت میرسد، انتظارات از سهم تغییر میکند. قیمت میتواند خط روند را چه در حالت صعودی و چه در حالت نزولی قطع کند. نمودار زیر نشاندهنده مقاومت سهم شرکت مرک در برابر روند نزولی قیمت است. یعنی قیمت چند بار خط روند را قطع کرده و حکایت از عدم رضایت سهامداران از روند منفی شدن سهم و انتظار آنها برای مثبت شدن قیمت دارد. به حجم معاملات (نمودار ستونی زیر نمودار قیمت) توجه کنید. دقت کنید که چطور پس از تقاطع خط روند و نمودار قیمت، حجم معاملات بالا میرود. این شاهدی مهم بر این مدعاست که روند قبلی (نزول قیمت سهم) در حال تغییر است. (همانطور که دیده می شود در ماه نوامبر در محلی که علامت به معنی “شکست روند ” گذاشته شده این موضوع ثابت میشود و روند نزولی برعکس شده و از این پس صعود قیمت را شاهد هستیم. شبیه به موضوع حمایت و مقاومت، بعضی مواقع نیز شاهد پشیمانی سهام داران یک سهم و رویگردانی از آن هستیم. یعنی پس از یک تقاطع خط روند با نمودار قیمت، شاهد کاهش قیمت بخاطر عرضه سهم و دست برداشتن سهام داران از آن سهم هستیم.

 

- qq23

 

باز هم نمودار حجم معاملات گویای قدرت (میزان نفوذ) یک روند بر روند قبلی میباشد. در مثال بالا حجم معاملات پس از قطع شدن خط روند بالا رفته است ولی این میزان معاملات ضعیف بوده و قدرت کافی برای راندن قیمت به حدود روند قبلی ندارد.

 

شاخص آر اس آی RSI چیست و چه کاربردی دارد؟
شاخص توان نسبی به وسیله جی ولز وایدر در سال ۱۹۷۸ معرفی شده است و به عنوان شاخصی برای تعیین نقطه خرید و فروش استفاده میشود. برای محاسبه RSI به طریق زیر عمل میکنیم:

 

- qq11

که در آن RS به شرح زیر محاسبه می شود:

 

- qq12

برای مثال اگر یک دوره ۱۴ روزه برای محاسبه بنابراین برای محاسبه  RSI مد نظر باشد کل تغییرات مثبت را در این دوره با یکدیگر جمع و بر عدد ۱۴ تقسیم می کنیم. متوسط تغییرات منفی را نیز در این دوره جمع و بر عدد ۱۴ تقسیم می کنیم. بدین ترتیب RS را می توانیم محاسبه کنیم. سپس با قرار دادن RS در فرمول بالا RSI محاسبه می شود.

آر اس آی عددی را بین ۰ تا ۱۰۰ به ما میدهد. هر چه عدد به ۱۰۰ نزدیکتر باشد به معنی این است که خرید آن سهم در بازار در یک دوره بیش از حد خرید شده و زمان خوبی برای فروش آن است. وقتی RSI به صفر نزدیک میشود این را میرساند که سهم مورد نظر در بازار در یک دوره بیش از حد فروخته شده ۲ و زمان خوبی برای خرید است. معمولاً نقطه برش را ۳۰ و ۷۰ درنظر میگیرند. یعنی اگر به بالاتر از ۷۰ افزایش یابد، احتمال بالا بودن قیمتهای بازار وجود دارد. تنزل به زیر ۳۰ حاکی از احتمال پدید آمدن قیمتهای بسیار پایین است.
رفتار گذشته یک سهم تا حد زیادی کمک کننده است و ما میتوانیم بفهمیم که در گذشته بطور متوسط تا چه حد به سمت پایین آمده و تا چه حد به ۱۰۰ نزدیک شده است. به همین خاطر اطلاعات ۱۴ روز گذشته برای محاسبه RSI کفایت نمیکند و نمیتواند شاخص درستی به ما بدهد. در نتیجه ما باید اطلاعات ۶ ماه گذشته و یا حتی یک سال قبل را در محاسبه RSI منظور کنیم. از آن تاریخ آن را محاسبه کرده و با وارد کردن اطلاعات جدید در هر روز آن را ادامه دهیم.

- qq13

محورهای اصلی تحلیل تکنیکال کدام مواردند؟
تحلیل تکنیکال به معنی بررسی نوسانات قیمت یک سهم در گذشته است که به کمک نمودار و به منظور پیش بینی حرکت آتی بازار انجام می گیرد. در این نوع تحلیل سعی می شود از روند قیمت یک سهم در گذشته ،آینده آن پیش‌بینی شود.
یک تحلیل‌گر تکنیکی معتقد است که همه اطلاعات یک سهم در سابقه قیمت آن نهفته است و از روند حرکت قیمت، می توان آینده آنرا پیش‌بینی نمود. تحلیل تکنیکی سرعت عمل بالائی داشته و به ما این امکان را می دهد که در مدت کوتاهتری نسبت به تحلیل پایه‌ای (فوندامنتال)، تعداد خیلی بیشتری سهام را مورد مطالعه وبررسی قرار بدهیم.

تحلیل تکنیکی نیاز به دانش بالای علوم اقتصادی و سیاسی ( بر عکس تحلیل پایه‌ای ) ندارد.در حال حاضر تحلیل تکنیکی در بورس های معتبر دنیا رواج زیادی پیدا کرده و طرفداران خاص خود را دارد. مزیت این نوع تحلیل در سرعت عمل آن است و می توان در مدت کوتاهی قیمت سهام چندین شرکت را بررسی کرد ولی تحلیل فاندامنتال همین تعداد سهام، بسیار وقت گیر خواهد بود. تحلیل تکنیکی مانند هر تئوری دیگر منطق خاص خود را دارد.

 

 

سه محور اصلی تحلیل تکنیکی عبارتند از:

۱- همه چیز در نوسان قیمت خلاصه می شود.
۲- قیمت در یک روند ( ترند) حرکت می کند.
۳- تاریخ تکرار می شود.

 

اساس تحلیل تکنیکال:
در ابتدای قرن بیستم، تئوری داو چیزی را بنیان‌گذاری کرد که بعدها به عنوان تحلیل تکنیکی نوین شناخته شد. تئوری داو(Dow) از ابتدا ترکیب کاملی نبود بلکه به مرور با کنار هم قرار دادن اجزایی از میان نوشته‌های چارلز داو در طی چندین سال تکمیل شد. از میان قضیه‌های نقل شده از داو سه تا از آنها برجسته می باشند:
• قیمت معرف همه اطلاعات می باشد.
• تغییرات قیمت کاملاً تصادفی نیست.
• اینکه چه اتفاقی افتاده ( پیشینه قیمت ) بسیار مهم‌تر است از چرایی آن ( چرا اتقاق افتاده‌ )
معایب تحلیل تکنیکال چیست؟
– تمایل تحلیلگر: همانند تحلیل بنیادی، روش تحلیل فنی ذهنی بوده و علایق و سلایق شخصی تحلیلگر تاثیرگذار است. در نظر داشتن این مطلب در هنگام تحلیل یک نمودار مهم است. اگر تحلیلگر روی سهمی خاص تعصب داشته باشد کل تحلیل وی تحت تاثیر این اعمال سلیقه قرار خواهد گرفت و باید این نکته را در نظر داشت همچنین چنانچه تحلیلگر نسبت به یک سهم بدبین باشد نتیجه تحلیل احتمالاً انتظار روند نزولی برای آن سهم خواهد بود.

 

– امکان تفاسیر مختلف : علاوه بر موضوع تمایلات شخصی تحلیلگر، باید این واقعیت را پذیرفت که تحلیل فنی را میتوان به روشه ای مختلف تفسیر نمود. علیرغم اینکه استانداردهایی وجود دارد ولی خیلی وقتها دو تحلیلگر با نگاه به یک
نمودار به دو دیدگاه متفاوت و جهت گیری مخالفی میرسند هر دو نیز میتوانند دلایل منطقی بیاورند و بر سر تحلیلشان اصرارکنند و دلایلی مبنی بر درست بودن تحلیلشان ارایه دهند. در حالیکه این موضوع می تواند ناامید کننده باشد، بنظر میرسد تحلیل فنی تا اندازه ای مثل علم اقتصاد بیشتر شبیه هنر است تا علم. اینکه نیمه پر یا خالی لیوان را ببینیم بستگی به نظر بیننده دارد.

 

– عملکرد دیر هنگام : روش فنی بخاطر عکس العمل دیر هنگام معمولا مورد انتقاد قرار میگیرد. وقتی که روند (صعودی یا نزولی) قیمت شناسایی میشود میزان زیادی از تغییرات قیمت اتفاق افتاده است. بعد از این میزان تغییرات زیاد میزان سود به نسبت ریسک خیلی بالا نیست. عملکرد دیر هنگام یکی از انتقاداتی است که به تئوری داو وارد شده است. معمولاً در هر زمان روندهای خوب دیگری هم هستند: حتی پس از آنکه یک روند قیمت جدید (صعودی یا نزولی) شناسایی شد همیشه یک روند قیمت مهم دیگر هم براحتی در دسترس وجود دارد. کارشناسان معمولاً متهم میشوند به اینکه روی خط میانه حرکت میکنند و یک موضع گیری مشخص ندارند. حتی اگر تحلیلگر بر سهمی بسیار مصر باشد، باز هم سهم دیگری که نظرشان را جلب و ارضا کند، وجود دارد.

 

– پشیمانی بازار و سرمایه گذاران : تمامی الگوها و علایم خرید و فروش با روش فنی همیشه درست از آب در نمی آید. زمانی که به مطالعه روش فنی میپردازید دست آخر به یک مجموعه شاخص ها و الگوهای نموداری میرسید که باید با یکسری قوانین هماهنگ شوند به عنوان مثال چنانچه الگوی نوسانات قیمت یک سهم از نوع “سر و شانه ” باشد. در این الگو مطابق شکل زیر نوسانات گذشته قیمت سهم به گونه ای است که پس از یک روند افزایشی و رسیدن به نقطه اوج نخست یا اصطلاحاً شانه چپ  ، سپس قیمت سهم با روند نزولی مواجه شده و تا نقطه قعر نخست سقوط می نماید. پس از آن قیمت سهم برای بار دوم روند صعودی به خود گرفته و تا نقطه اوج دوم یا اصطلاحاً سر رشد می نماید. این نقطه از نقطه اوج اول بالاتر بوده لیکن پس از آن دوباره سهم با روند نزولی مواجه شده و تا نقطه قعر دوم کاهش می یابد. مجدداً سهم برای سومین بار تا نقطه اوج جدیدی موسوم به شانه راست که تا اندازه زیادی به شانه چپ شبیه است رشد نموده و دوباره روند نزولی آن آغاز میشود. از به هم وصل کردن نقاط قعر اول و دوم خطی موسوم به “خط گردن “بدست می آید که میتواند در تشخیص زمان مناسب برای فروش راه گشا باشد.

منظور از دیدگاه معکوس چیست؟
ایده اصلی طرفداران دیدگاه معکوس این است که اکثر معامله گران بازار اشتباه میکنند. بنابراین، اگر معامله گران بازار در حال فروش سهام میباشند فرد معتقد به دیدگاه معکوس باید خلاف آن عمل کرده و سهام بخرد. چند قاعده دیدگاه معکوس که در حال حاضر مورد استفاده قرار میگیرد، که دو قاعده مهم آن به شرح زیر است:

 

نظریه معاملات خرد: 
معاملات سرراست معاملاتی هستند که دقیقاً با ضریب ۱۰۰ معامله میشود. معاملات خرد معاملاتی هستند که دقیقاً با ضریب ۱۰۰ معامله نمیشود. معاملات خرد بنا به فرض توسط سرمایه گذاران غیر حرف های صورت میگیرد. که معمولاً هم اشتباه میکنند (طبق نظریه طرفداران دیدگاه معکوس). بنابراین، اگر خریدهای خرده نسبتاً بالا باشد قیمت های سهام احتمالاً رو به کاهش بوده و اگر فروش های خرده پایین باشد تصور می شود که پایان بازار نزولی نزدیک باشد.

 

نظریه پیش فروش سهام: 
پیش فروش سهام توسط سرمایه گذارانی صورت میگیرد که سهام را از کارگزار وام میگیرند و سپس آنها را به فروش میرسانند. پیش فروش کنندگان امید دارند که با جانشین کردن اوراق بهادار قرض گرفته شده با قیمت پایین از آنچه فروخته اند به سود دست یابند. طرفداران دیدگاه معکوس بر این باورند که پیش فروش کنندگان معمولا اشتباه میکنند. بنابراین، هنگامی که پیش فروشها بالا هستند نشانگر وضعیت نزولی بازار است. طرفداران دیدگاه معکوس وضعیت صعودی برای بازار در نظر میگیرند. اما گروهی دیگر دیدگاه مخالفی نسبت به روش طرفداران دیدگاه معکوس دارند. این گروه بر این باورند که پیش فروش کنندگان پیچیده تر از سرمایه گذاران متوسط هستند اگر فروشها بالا باشد بازار در وضعیت نزولی قرار دارد.
منظور از قدرت نسبی چیست؟
ایده اصلی در پشت قدرت نسبی این است که برخی اوراق بهادار در بازارهای صعودی افزایش بیشتر و در بازارهای نزولی کاهش کمتری نسبت به بازار دارند. به عقیده تحلیل گران فنی میتوان با سرمایه گذاری در اوراق بهاداری که قدرت نسبی دارند میتوان بازده بیشتری از معدل بازده بازار بدست آورد.

مثال : آقای y به عنوان تحلیلگر فنی در حال ارزیابی قدرت نسبی سهام شرکت x با استفاده از اطلاعات زیر است.

 

- qq7

محاسبات قدرت نسبی به شرح زیر است:

 

- qq8

در سال ۱۳۸۱ قدرت نسبی تا اندازهای برای سهام شرکت x وجود داشته است.

در سال ۱۳۸۲ سهام شرکت x از قدرت نسبی فوق العاده ای برخوردار بوده است.

 

میانگین متحرک چیست؟
میانگین متحرک یکی از قدیمی ترین و محبوب ترین ابزار تحلیل فنی محسوب میشود. میانگین متحرک میانگین قیمت یک سهم در یک زمان مشخص است. وقتی می خواهیم میانگین متحرک را محاسبه کنیم باید دوره زمانی مورد نظر را مشخص کنیم روز و تقسیم این مجموع بر n (مثلاً میانگین ۲۵ روزه). میانگین متحرک ساده براحتی با جمع کردن قیمت روزانه سهم در طول بدست می آید. برای مثال، قیمت بسته شدن یک سهم را در طول ۲۵ روز با هم جمع کرده و دست آخر بر ۲۵ تقسیم n عدد کنیم. نتیجه بدست آمده میانگین قیمت سهم در طول ۲۵ روز گذشته است.
در جدول زیر قیمت سهام برای ۱۰ روز کاری دیده میشود. میانگین ساده روز پنجم حاصل جمع قیمت های روز اول تا روز پنجم تقسیم بر ۵ شده است. میانگین ساده روز ششم از جمع قیمت های روز دوم تا روز ششم تقسیم بر ۵ بدست میآید.

 

- qq2

 

در نمودار قیمت سهم، عیناً همین محاسبات برای هر دوره زمانی دیگر نیز قابل انجام است. به عنوان مثال، توجه کنید که تا فرارسیدن روز ۲۵ ام معامله شدن یک سهم نمی توان میانگین متحرک ۲۵ روزه برای آن سهم محاسبه کرد. نمودار زیر نشان دهنده میانگین ۲۵ روزه قیمت سهم شرکت کاترپیلار برای قیمت بسته شدن روزانه میباشد.

 

- qq3

 

از آنجا که میانگین متحرک در این نمودار نشان دهنده میانگین قیمت سهم شرکت در طول ۲۵ روز گذشته است، این شاخص نشان دهنده اجماع نظرات و انتظارات سهام داران شرکت در طول ۲۵ روز گذشته می باشد. اگر قیمت سهم بالای میانگین متحرک باشد، به این معنی است که انتظارات فعلی سهام داران (و در نتیجه قیمت فعلی سهم) بالاتر از متوسط انتظارات سهامداران در ۲۵ روز گذشته میباشد. معنی دیگر آن هم این است که سهام داران شرکت سرسخت بوده و دست از سهم بر نمیدارند و علاقمند به بالا بردن قیمت سهم هستند. بالعکس اگر قیمت روز کمتر از میانگین ۲۵ روز گذشته باشد، نشان دهنده افت توقعات سهامداران از سهم نسبت به ۲۵ روز گذشته بوده و تا حدی گویای ناامیدی سهام داران از آن سهم میباشد.

 

تعریف کلاسیک میانگین متحرک این است که این شاخص ابزار خوبی برای دیدن و بررسی تغییرات قیمت است. سرمایه گذاران معمولا وقتی قیمت سهم بالای میانگین متحرک میرود سهم را میخرند و وقتی قیمت به پایین میانگین متحرک رسید آن سهم را می فروشند.

نظریه داو چیست؟
قدیمی ترین و یکی از بهترین نظریه ها در تحلیل تکنیکی نظریه داو است. به نظر داو نوسان های قیمت بازار را میتوان به سه قسمت تقسیم کرد:
الف) نوسان های روزانه: این نوسانها تصادفی و بدون مفهوم هستند و از اهمیت چندانی برخوردار نیستند.
ب) نوسان های ثانویه: در این نوسان، قیمتها به مدت چند ماه بالا می روند. این نوسانات عمدتاً به منظور تصحیح قیمت بازار صورت میگیرد و مورد علاقه مطبوعات نیز است.
ج) نوسان های بلندمدت (اولیه): این نوسان ها، بازارهای صعودی و بازارهای نزولی نامیده می شود. در این بازارهای صعودی قیمتها برای چند سال در مجموع روند صعودی دارد. از طرف دیگر، در بازارهای نزولی قیمت ها برای چند ماه یا چند سال در مجموع روند نزولی دارد.
تصویر زیر شمای کلی دیدگاه داو را نشان می دهد:

 

 

- qq1

 

وسعت بازار به معنای چیست؟
شاخص های وسعت برای اندازه گیری قدرت نوسان های بالا و پایین بازار به کار میآید. مطبوعات روزانه موارد زیادی از افزایش و کاهش قیمت روزانه را در بورس تهران گزارش میکنند. تحلیل گران فنی افزایش خالص روزانه یعنی موارد افزایش منهای موارد کاهش را صورت انباشته در می آورند. تحلیل گران فنی امیدوارند که بتوانند با مطالعه افزایش های خالص مسیر نوسان های بازار را تعیین کنند.